<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

بهرام آبتین

بهرام آبتین

به تازگی شاهد حضور یک چهره کاملا جدید در مبارزات سیاسی علیه نظام مقدس ج.ا.ا هستیم،از گذشته تا به حال شاهد حضور چهره های فراوانی در اپوزسیون بوده ایم،چهره هایی که هنوز از راه نرسیده وعده پیروزی به عده ای خوش خیال را سر می دهند که البته موجب شادی و لبخند از روی تمسخر عده ی دیگر در داخل ایران می شود!


ما هنوز چهره هخا را به یاد داریم که قول سرنگونی نظام ج.ا.ا را وعده داده بود و آنقدر خوش خیال بود که در آنسوی مرزها بروی صندلی خود تکیه زده و مشتاق شنیدن اخبار ایران که البته در این مورد نیز تماس یکی از هموطنان عزیز و دست انداختن هخا موجب فرح و شادی سایر هموطنان  داخل ایران شد.   داستان بهرام آبتین نیز در نوع خود شنیدنی و جالب توجه است،او با حمایت عده ای در داخل ایران توانست فرضیه ای را بوجود آورد و از این بابت عده ی که به مانند خود او سواد سیاسی و البته فرهنگی چندانی نداشتند را  گرد خود جمع کند و به اصطلاح دست به مبارزه فرهنگی بزند.او معتقد به وجود 3 نژاد مختلف در ایران است،به عبارت دیگر بهرام آبتین معتقد است که مردم ایران شامل 3 نژاد «پارس،ماد و پارت» هستند که از این حیث مادها را جمعیت کرد، پارت ها را جمعیت بلوچ و پارس ها را لرها و فارس تشکیل می دهند.



فعالیت های به ظاهر فرهنگی،اما ...

بهرام آبتین در لوای فعالیت های به ظاهر فرهنگی خواستار جدایی قوم لر از دیگر اقوام ایرانی بود،از آنجا که وی سواد تاریخی چندانی نداشت و اصولا در مورد فعالیت های سیاسی نیز آنچنان که تاکنون نشان داده است دارای معلومات چندانی نیست،بسیاری از مباحث را بدون آنکه اطلاعی از آن داشته باشد مطرح می کند،به طور مثال با آنکه تاریخ شناسان ایرانی و فعالین حوزه تاریخ و فرهنگ ایران بارها خطاب به وی خواستار تغییر مواضع او شده اند اما وی با مساعد دیدن اوضاع و شرایط حاکم بر کشور کار خود را دنبال می کند تا آنجا که وی در تاریخ 8/02/1388 به طور رسمی کاندیداتوری ریاست جمهوری خود را اعلام می کند!


بهرام آبتین با تشکیل نهاد فرهنگی به نام «کانون فرهنگی پارس های لر بختیاری (ایرانبان)» و معین نمودن اهداف و زمینه های کاری این تشکل موفق به جلب نظر عده ای از جوانان لر و دیگر هموطنان ایرانی می شود،مدت زیادی طول نمی کشید که فعالیت های بیشمار وی جواب می دهد و به سبب برخی از فعالیت های او و نامه نگاری های فراوان ش با دفتر مقام معظم رهبری موجب می شود تا چندین طرح عمرانی و رفاهی در منطقه ای که قوم لر بختیاری در آن سکونت داشتند افتتاح شود،اما بهرام آبتین که در دوران اصلاحات شرایط را بیش از پیش مهیا می دید پا را از گلیم خود دراز کرده و خواست های بیشمار خود را بدون در نظر گرفتن امکانات و نظر دیگر صاحب نظران مطرح می کند و کار به جایی می رسد که او چندین نامه به سازمان ملل و دفتر یونسکو ارسال می کند، بهرام آبتین همچنین در فروردین 1387 با همراهی اعضا «کانون فرهنگی لر بختیاری (ایرانبان)» مقابل سفارت امارات متحده عربی تجمعی را برگزار می کند که موجب دستگیری اش توسط نیروهای انتظامی ج.ا.ا می شود.


به موجب این اتفاق، رسانه ها و سایت های بیشماری خبر دستگیری «بهرام آبتین» را مخابره می کنند،ایشان که از چند و چون ماجرای دستگیری وی آگاه نبودند،در تیترهایی جنجالی خود از فعالیت های بهرام آبتین اعلام حمایت می کنند.[چند سال بعد ثابت می شود که فعالیت هایی که بهرام آبتین در پیش گرفته است همان خط سیاست جدایی و تفرقه انگیزی است]




اظهارت صاحب نظران عرصه فرهنگ و تاریخ درباره ادعاهای بهرام آبتین


همانطور که گفته شد بسیاری از صاحب نظران،نظرات و دیدگاه های بهرام آبتین را مورد انتقاد قرار دادند و از وی می خواستند تا از مواضع خود که بدون پشتوانه سند و مدرک تاریخی بود دست بردارد،ابراهیم خدائی مدیر مسؤول لر درباره اظهارات بهرام آبتین گفته بود: «فارس گرایان افراطی قصد نابودی ریشه ای همه اقوام را دارند و برای این کار از روشهای متفاوتی استفاده می کنند،گاهی اوقات ترکی بودن زبان مردم را چنان انکار می کنند که یک شهروند آذربایجانی سرگیجه می گیرد که بالاخره کیست و این زبان که بدان صحبت می کند چیست؟ از اظهارات آقای آبتین متاسفم! ما گمان می کردیم ایشان تشکلی برای حفظ و توسعه زبان و فرهنگ لری تشکیل داده اند که از دیگر اقوام ایرانی مثل عرب،کرد،فارس و.. هیچ جدائی ندارد، در حالیکه ایشان ظاهرا قصد دارند جنبش قوم لر را به خدمت شوونیستها و نژاد پرستها و مخصوصا ضد عربها درآورند. امروزه ما در خانه های خودمان می بینیم که زبان فارسی جانشین زبان مادری ما می شود، واژه های ما مثل برگهای درختی تناور یک به یک از زبان می افتد و غم پاییزی بر ادبیات، موسیقی، هنر و زندگی ما نمودار می شود.»


ابراهیم خدائی همچنین درباره سابقه واژه¬ی لر افزود: «لُر و لرستان سابقه ای شفاهی دارد اما در نخستین آثار مکتوب موجود درباره تاریخ و فرهنگ مردم ایران از هزار سال پیش نام لر و لرستان هم هست. اینکه یک نفر که ادعای دبیری تشکل جمعی از لرها را دارد بگوید لر تا دوره صفویه نبوده خنده دار نیست، بلکه جای تاسف دارد! گیرم ایشان منابع دست اول قرنهای چهارم و پنجم را نخوانده است،یعنی ایشان نمی داند اتابکان لُر کی تاسیس شده است؟ نمی داند اتابکان لر بزرگ خیلی پیش از صفویه منقرض شده و از بین رفته است؟ و صفویان متعلق به کجای تاریخ است؟ و کلمه بختیاری از کجا آمده است؟ و از چه سالی به منابع راه یافته؟ خوب است درباره قدمت واژه پارس هم دقت داشته باشیم آیا قبل از ظهور این نام در مناطق لر نشین تمدن وجود نداشته؟ اگر داشته نام آن چه بوده است؟ آثار پیش از هخامنشی را که از بین برده؟ حال آنکه به گواهی اغلب تحقیقات باستان شناسی سابقه حیات و هویت در مناطق لرنشین به خیلی پیش از هخامنشیان و پارسان بر می گردد.»


حسین حسن زاده شاعر لربختیاری در مورد فعالیتهای پان پارسیسم و برخی جریانات فرهنگی دیگر که به طور دقیق مناطق لرنشین را هدف گرفته اند افزود: «ما سالهاست که فریاد می زنیم نیاز به یک پژوهشکده و مرکز تحقیقات لری داریم تا اینطور به سادگی درباره لر اظهار نظر نشود. خلاء در مناطق ما هست که چنین افرادی می توانند در آن جولان می دهند.ما پیش از زرتشت آئینهای دیگری در لرستان داشته ایم مخصوصا آئین میترائیسم در میان لرها بسیار رواج داشته،وقتی زرتشت آمد بسیاری از عناصر میترائیسم را مثل احترام به آتش حفظ نمود این عناصر فرهنگی هنوز در میان لرها هست از همین رهگذر است که نشریه ای مثل «امرداد» این همه در مناطق لرنشین بُرد می یابد حال آنکه ما باید نشریات خودمان را داشته باشیم.





اهداف کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان

با نگاهی به اهداف عنوان شده در تشکل کانون فرهنگی لر بختیاری ایران در وهله ی نخست اینطور استنباط می شود که این تشکل نه تنها در خدمت جبهه جدایی قومیت های ایرانی نیست بلکه درصدد گرد هم آوردن قومیت های مختلف ایران و البته رونق بخشیدن به صنعت و توریسم منطقه است،اما چه کسی فکر می کرد که روزی فرا رسد و بهرام آبتین به همه عقاید و آداب فرهنگی و دینی پشت پا می زند.


اهداف کانون: 
برگزاری کنگره شهدای لر بختیاری در استان
ایجاد محلی جهت فرهنگسرا و حسینیه لر بختیاری
ایجاد سایت خبری و  تحقیقاتی در اینترنت برای قوم لر 
ایجاد انگیزه در میان همتبارانمان در خصوص گویش اصیل پارسی
شرکت در جلسات و مشارکت با سایر اقشار و اقوام ساکن در استان
یکپارچگی ایل هفت لنگ و چهار لنگ لر بختیاری به صورت یک قوم واحد
برگزاری همایش های بزرگ فرهنگی در سراسر استان بویژه مرکز استان
معرفی تاریخ باستان قوم و حضور فیزیکی و فرهنگی همتباران ما در استان
ایجاد محلی برای ارائه لباس های محلی به همتباران و تشویق در پوشش آریایی مان
گرد آوری فیلم و گزارش های مستند از آثار باستانی و تاریخی و تاثیر گذاری آن بر سایر اقشار
دعوت از پژوهشگران و سخنرانان دوران مشروطه و نقش قوم لر بختیاری  در این تحول عظیم تاریخی
تهیه عکس و بروشور و پوستر های تبلیغاتی از دیدنی ها و چگونگی شرایط زندگی " قوم لر" بختیاری 
تنظیم برنامه در خصوص دیدنی ها مناطق شرایط و چگونگی زندگی "قوم لر" بختیاری در گذشته و حال 
ایجاد پل ارتباطی بین همتباران و دولت جمهوری اسلامی ایران جهت شناسایی و رفع  محرومیت های 
ایجاد کمیته های اجرایی و استفاده از پتانسیل های بالقوه جهت محرومیت زدایی مردم مناطق لر نشین
استفاده از رهنمود های روحانیون لر پژوهش در خصوص سر آغاز شیعه گری در میان قوم و تاثیر این سنت پسندیده 
طرح و تصویب نقاشیهای دیواری و نصب در محلهای قابل دید عموم همشهریها و به تصویر کشیدن زیبای های قوم لر
اختصاص ساعاتی از برنامه های شبکه استانی جهت نشر و اشاعه فرهنگ غنی لر بختیاری به انگیزه یک پل ارتباطی ملی 
ایجاد بستری بایستی جهت شناخت حضرت فردوسی و گسترش شاهنامه خوانی و آشنایی با مفاخر نام آوران فرهنگی قوم لر بختیاری 
مهیا ساختن بستری مناسب جهت حمایت از پژوهشگران و محققان جوان برای ارائه مقالات ،شعر و موسیقی حماسی قوم لر بختیاری
توجه به مکانهای تاریخی و آثار باستانی در خصوص جذب توریست و تشکیل تورهای گردشگری داخلی و خارجی به سراسر استان




نامه بهرام آبتین به مقام معظم رهبری 

به نام خداوند جان وخرد
با درود فراوان جناب آقای آیت الله خامنه ای رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
احتراما؛اینجانب بهرام آبتین یکی ازفرزندان ملت بزرگ ایران،تقاضامندم عنایت فرموده بادقت بیشتر به نوشتار من توجه نمایید و سپس بنا به صلاح دید خویش اجازه دهید برای ملاقات آن مقام بزرگوار به محضر ایشان حضور پیدا کرده،سخنانم را با توضیحات کامل تری که دراین نوشته نمی گنجد،ارایه نمایم.


بزرگوار از آنجایی که ازهمان لحظه ی نخست به همراه خانواده و قومم دوشادوش ملت ایران درتمام صفوف تحولات میهن حضورداشته ازاین رو هم اکنون نیز بر خود تکلیف می دانم بی تفاوت نسبت به مسایل پیرامونم ننشسته و درحل مشکلات مردم و صیانت ازحریم سرزمینم پا به عرصه های تاثیر گزارتر اجتماعی و سیاسی بگذرام .


ازاین رو با باور به خویشتن و مدد ازخداوند یکتا برای شرکت درانتخابات ریاست جمهوری خود را به عنوان کاندیداتور به ملت ایران پیشنهاد کرده ام وبدین وسیله از مردمم دعوت به عمل خواهم آورد که با فراخوانی ملی به حل معضلات پیرامونمان بیاندیشیم.اما آن چه برای من سوال بر انگیز است این موضوع می باشد که قبل ازپرداختن به موضوع مورد بحث، توجه شما را به خاطره ای که اینجانب از اوایل شناختم ازانقلاب اسلامی و شخص مرحوم آیت الله خمینی دارم جلب می کنم:


خوب یادم است یکی از اولین عکس هایی که من ازایشان دیدم آن مرحوم درحالی که سینی چای در دست داشت خود را در زیرنویس عکس به عنوان خدمتکار و خادم ملت ایران معرفی می نمود.تاثیراین تصویر با طرح چنین موضوعی درمقابل زرق و برق اشرافی گرایی و تشریفات آنچنانی حکومت پهلوی باعث شد که نور امیدی در دل بخش عظیمی از اقشارکم درآمد جامعه خصوصا ما نوجوانان درآن دوران بوجود آید. خصوصا هنگامه ای که ازطرف انقلابیون در محافل و مجالس وقت،ب حث مشارکت همه ی اقشار جامعه از این پس با هر ایدولوژی و تفکری به عینه و به کرات مطرح می بود.


با توضیح این مطالب توجه شما بزرگوار را به این موضوع جلب می نمایم درشرایطی که قانون اساسی که پس ازپیروزی انقلاب به تصویب دولتمردان جمهوری اسلامی رسیده درمفاد آن به مراتبی برمی خوریم که با شروط و قول های آغازین این تحول اجتماعی در آن هنگامه هم سنگ نیست.امیدوارم صراحت نوشتارم حمل بربی ادبی و گستاخی نباشد،بلکه از آن جایی که روحیه ی انقلابی من ازهمان بطن نوجوانی توسط آموزهای انقلاب اسلامی در من ریشه دوانیده است به ایراد این مطالب می پردازم،اگر اجازه بدهید نمونه های مراتب فوق الذکر را انشاالله می گذارم برای وقتی که شخصا خدمت برسم.


من براین باورم که رئیس جمهور همان گونه که از نامش پیداست، مدافع هر آن کس که شناسنامه و هویت نژادی ایرانی دارد باید باشد،بی شک به همین دلیل است که ملت ایران به پای صندوقهای رای می روند،از این رو تقاضامندم قبل از این که رسما به امر ثبت نام در لیست کاندیداتوری وزارت کشور بپردازم به خدمت شما جهت ارایه ی ادب و سپس مجاب نمودم،توسط آن مقام عالیقدر برسم، پیشاپیش ازبزرگواری شما در راستای تحمل این موارد که ازسوی اینجانب به عنوان فرزندی ازسرزمین ایران گفته شد،نهایت قدرادنی و سپاس را داشته از اینکه تفکر مرا به عنوان پبشنهادی پیش روی در نظر خواهید گرفت،بی نهایت قدردان شما بوده وتوقیق روز افزونتان در راستای تمامی اعمال انسان منشتان را از خدواند متعال خواستارم. 

فرزندی از ملت ایران بزرگ ....




فعالیت های بهرام آبتین در خارج از کشور
بهرام آبتین پس از خروج از کشور به آلمان می رود و ادامه فعالیت های خود را رسما در «تلویزیون پارس» ادامه می دهد،وی در ابتدا با عضویت در سازمان نهاد مردمی (نهادی که تماما توسط ایمان فروتن اداره می شود) در می آید ولی به سبب نادانی و افراط و تفریط های فراوان در اتخاذ خطی مشی سیاسی مشخص از این تشکیلات اخراج می شود،بهرام آبتین با همکاری «سازمان عقاب» در صدد انجام طرح دیگری همانند طرح معروف "هخا " هستند که از همان ابتدای و با در نظر گرفتن هواداران هر دو جناح و فعالیت های قبلی، این طرح محکوم به شکست است.





لازم به ذکر است که سازمان عقاب نیز تماما توسط یک نفر (مهدی روحانی ) اداره می شود،بهرام آبتین و  مهدی روحانی با اندیشه اینکه می توانند نظام را یک روزه شکست دهند هر روز اعلامیه ی تازه ای را منتشر می کنند (پر از غلط های املایی) استراتژی خنده دار این طرح نیز جالب توجه است، از پنچر کردن لاستیک خودروهای دولتی تا صدقه ندادن از در صندوق های کمیته امداد امام خمینی (ره)!!!! 

بهرام آبتین که هنوز چند سال از مهاجرت ش به خارج از کشور نمی گذرد،قصد دارد تا ره صد ساله را یک شب طی کند،کاری که اپوزسیون 30 سال موفق به انجام آن نشده و نخواهد شد.





بهرام آبتین،در شبکه های لس آنجلسی

گذشته از اینکه ممکن است عده ای در خارج از کشور از سر ناامیدی دل به هر جریانی بسته تا شاید گشایشی در کار حاصل آید،جریانات و رسانه های لس آنجلسی میل چندانی برای صحبت کردن از این شخص و معرفی او را ندارند،البته در این میان «شایان کاویانی» برنامه ساز شبکه E2 در مورد بهرام آبتین این چنین گفته است: «شخصي كه خود را بهرام آبتين معرفي مي كند و هم اينك در تلوزيون پارس برنامه دارد،نام برده به جز توهين به قوميت هاي ايراني و همچنين فحاشي به اعضا و افراد اپوزسيون كاري انجام نمي دهد؛وي مدت كوتاهي هست كه به آلمان آمده و در آنجا سكونت دارد همچنین مدت كوتاهي هم در نهاد مردمي عضو بوده كه به علت تهمت و فحاشي از نهاد مردمي اخراج می شود.نام برده از آقايان موسوي و كروبي گرفته تا خود شاهزاده رضا پهلوي را مورد توهين و فحاشي قرار ميدهد و با جنبش نا ايراني خود كه به اسم ايرانبانان راه انداخته است در حال سم پاشي بر گروههاي فعال مبارزاتي هست.

با توجه به این مطلب باید گفت که مهدی روحانی سلطنت طلب نیز از عوامل جمهوری اسلامی است،چرا که وی در طرح بهرام آبتین یکی از دو طرف اصلی ماجراست،همکاری این دو نادان سبب تمسخر ایشان نه تنها از سوی ایرانیان داخل کشور بلکه اسباب تمسخر اپوزسیون خارج از کشور نیز شده است،تیمی که مدعی روز رستاخیز ایران است در نهایت از یک جمع 4 الی 5 نفری تشکیل شده است و به گفته شهرام همایون «همین طور کشکی نمی شود اعلام کرد روز رستاخیز،آخر جریان سفارت خانه ها چه می شود،نظامیان قرار است چکار بکنند و ....»



داستان های طنزآمیز بهرام آبتین در تلویزیون پارس

در این مورد نیز بهرام آبتین گوی سبقت را از دیگر عناصر اپوزسیون ربوده است، اشاره ای می کنیم به برخی از ادعاهای بهرام آبتین که در تلویزیون پارس عنوان شده است:

بهرام آبتین در برنامه "ایرانبانان" که از تلویزیون پارس پخش می شود به مناسبت روز "رستاخیز" عنوان شد: کارمندان و کارکنان شرکت نفت و شرکت گاز تهدید شدند که اگر از این وزارت بیرون نیایند و به طرفداران اصلاح طلب و رستاخیز نپیوندند، بهرام آبتین آنها را خواهد کشت! 


بهرام آبتین در شبکه پارس از رژیم جعلی اسرائیل حمایت کرد و گفت: آقا! ما چاکر هرچه اسرائیلی هم هستیم! اسرائیل چه کار کرده به ما؟! ما چه کار به اسرائیل داریم؟ کسی که بگوید "مرگ بر اسرائیل" ، مرگ برپدر او! مرگ بر پدر کسی که می گوید مرگ بر آمریکا ! ما با آن ها چه کار داریم؟ دشمن ما آمریکا و اسرائیل نیست!! 
وی همچنین در ادامه صحبت های خود افزود: "آن کسی که دشمن ماست، اصلاحاتچی ها هستند و نوری زاده و اکبر گنجی؛ دشمن ما اینها هستند چون واقعیت جامعه را بازگو نمی کنند،از دست دوستانمان هم گله داریم،رضا پهلوی هم سکوت کرده است".





بهرام آبتین به بررسی فساد در خانواده های ایرانی پرداخت،او به اشتباه فکر کرد که برنامه های "فارسی وان" را جمهوری اسلامی ایران تهیه و پخش می کند.بهرام آبتین با اشاره به این که "فارسی وان" فاسد است گفت:برنامه ای آمده به نام "فارسی وان" که همه نوع خوراکی توش هست، چون برای دخترها و پسر ها و زن ها و مرد ها دوست پیدا می کند، این برنامه اخلاق خانواده ها را از بین می برد. وی یاد آور شد:این برنامه را حکومت ایران درست کرده و اکثر مردم ایران حقیقتاً مثل گوسفند نظاره گر این برنامه هستند.


به گفته علیرضا میبدی آنچه که سبب می شود یک انسان در تلویزیون های لس آنجلسی مورد تمسخر واقع شود،نداشتن سواد این کار هست،در آمریکا برای ناخن پا گرفتن شما باید مجوز داشته باشید ولی برای راه اندازی و اجرای برنامه های تلویزیونی به چنین مدرکی نیاز ندارید!!!/تمام
محسن
1393/05/24 6:09 قبل از ظهر

آی بارک الله به این گزارش....خیلی کامل و مفید بود....یکی نیست به این گورخر! بگه اخه مردک تو هنوز سواد درست و حسابی خوندن نوشتن نداری!ادعای رهبری یک جریان رو داری؟!!!خوب سفره ای برای این جونورای همایونی پهن شده بخدا!!!!هرکی از ننش قهر میکنه میره اپوزیسیون چی میشه!!!بابا قدیما لااقل اول میرفتن دنبال مدرک و سواد،بعد ادعاشو میکردن!

پاسخ


ناشناس
1395/04/11 10:45 بعد از ظهر

این مردک مزحک نژادپرست در بیسوادی لنگه ندارد

پاسخ