<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">
تبادل نظر آنلاین

ثبت

فرناز قاضی زاده

فرناز قاضی زاده

روزنامه نگار ایرانی و مجری شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی،وی متولد۱۲ آذر ۱۳۵۳ در تهران است.

 

فعالیت روزنامه‌نگاری در ایران

قاضی‌زاده سال‌ها در روزنامه‌های ایرانی فعالیت کرده . او از سال ۱۳۷۵ کارش را در هفته‌نامه "خانه" و هفته‌نامه موسسه "روزنامه‌نگاران جوان" آغاز کرد. در هفته نامه "خانه" او دبیر سرویس خبر و گزارش بود. بعد از آن در سال ۱۳۷۷ به روزنامه "ایرانیان" رفت. ایرانیان مدت کمی بعد به دلیل مشکلات مالی تعطیل شد. در پی این تعطیلی، "فرناز قاضی زاده" به روزنامه "زن" رفت و در سرویس اجتماعی این روزنامه مشغول کار شد. او در جریان قتلهای زنجیره‌ای خبرنگار روزنامه "زن" در این مورد بود. مصاحبه او با "مریم مختاری" همسر "محمد مختاری" از قربانیان قتلها، در آن زمان سروصدای زیادی راه انداخت چرا که "مریم مختاری" جزییاتی را از تهدیداتی که شوهرش سالها با آن مواجه بود را بیان کرده بود. در فروردین ۷۸، روزنامه "زن" تعطیل شد و او به روزنامه "نشاط" رفت تا در سرویس فرهنگی وهنری این روزنامه کار کند. پیوستن به این روزنامه سرآغاز همکاری فرناز قاضی زاده با سرویس اجتماعی مجموعه مطبوعاتی جامعه روز (عصر آزادگان، اخبار اقتصاد، گوناگون و دانستنیها ) شد. او همزمان در روزنامه "آفتاب امروز" هم، در سرویس فرهنگی کار می‌کرد.

 


وی مطبوعات،روزنامه‌ها و مجله‌های زیادی کار کرده است. "تماشاگران" به مدیر مسئولی نادر داوودی از آنها بود. برای مدتی، کار در مجله "سیلیکون"،او دوباره به هفته نامه روزنامه حیات نو(آخر هفته ) کشانده شد تا بعدها معاون و بعدتر دبیر سرویس اجتماعی این روزنامه شد . فرناز قاضی زاده عضو شورای سردبیری "حیات نو " در سال ۱۳۸۱ بود. پس از آن به گروهی پیوست که حلقه اولیه خبرگزاری میراث فرهنگی ایران (CHN) بودند. تا شهریور سال بعد، فرناز قاضی زاده دبیر سرویس خبر از شهرستانها در "خبرگزاری میراث" ماند تا اینکه، تصمیم گرفت به روزنامه "یاس نو" برود. تا زمانی که از ایران خارج شود، وی عضو شورای سردبیری "یاس نو" به مدیر مسئولی محسن میردامادی بود. قاضی زاده در سال ۱۳۷۹ حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به ‌عنوان مجری در یک برنامه علمی به نام "کاوش" فعالیت می‌کرد.

 

فرناز قاضی‌زاده همسر سینا مطلبی است. این دو در سال ۱۳۷۸ در روزنامه "نشاط" آشنا شدند و در مهر ۱۳۸۰ ازدواج کردند.حاصل این ازدواج، مانی، پسر آنهاست که درشهریور سال ۱۳۸۱ به دنیا آمد.

 

درسال ۱۳۸۲، سینا مطلبی، به دلیل نوشته‌هایش بازداشت شد و به همین دلیل فرناز قاضی زاده با احساس خطر ی که گمان می شد دامان او را هم بگیرد به خارج از کشور گریخت. وی به هلند و بعد از آن به انگلستان رفت. در سال ۲۰۰۵ میلادی، فرناز به همراه "مسعود بهنود، نوشابه امیری ، هوشنگ اسدی وحسین باستانی"که عضو گروه اولیه بودند روزنامه اینترنتی "روزآنلاین" را راه‌اندازی نمودند و برای مدتی درآن کار کردند.

 

در فوریه ۲۰۰۵، فرناز قاضی زاده به عنوان تهیه کننده رادیو، به استخدام بی بی سی فارسی درآمد. در بی بی سی،علاوه برتهیه گزارش، به عنوان مجری برنامه‌های رادیویی، "جام جهان نما"، "چشم انداز بامدادی"، "روز هفتم" و "صدای شما "کار کرد تا اینکه در سال ۲۰۰۹ به عنوان مجری تلویزیون فارسی بی بی سی کار خود را آغاز کرد.

 

حاصل  ازدواج "فرناز قاضی زاده" و "سینا مطلبی" فرزندی به نام مانی می باشد، پسر آنها درشهریور سال ۱۳۸۱ به دنیا آمد.

 

 


وبلاگ "من ومانی"

این یادداشت در واقع تصویری است از فضای اعتقادی یک فعال رسانه ای اصلاح طلب که در حال حاضر در خدمت بخش فارسی شبکه دولتی تلویزیون انگلیس است.دغدغه های "فرناز قاضی زاده" از تاثیر فرهنگ اسلامی بر "مانی"

 

مدرسه مانی رو باز دارم عوض می کنم، خودم هم عذاب وجدان دارم که بچه رو دایم آلاخون و والاخون کنم( خدا خودش رحم کنه، گوگل ترنسلیشن هنگ کرد!) مدرسه ای که این یه ماهه گذشته میرفت، در سایت وزارت آموزش وپرورش بریتانیا، آفستد، مدرسه عالی و نمونه است. خوب طبیعتا من هم بسیار خوشحال شدم وقتی شهرداری این مدرسه رو به مانی داد، اما متاسفانه مشکل وقتی شروع شد که مدرسه رو دیدم. 98 درصد بچه های مدرسه از خانه های اطراف میان که متعلق به شهرداری است ودر اختیار پناهندگان سومالیایی وسودانی. که البته من به هیچ عنوان با هیچ کدوم از اینها مشکلی نداشتم، مسئله اینه که مدرسه در کل، مدرسه اسلامی شده. برای عید فطر تعطیل بود، بعدش هم در اولین نامه ای که از مدرسه اومد، عید رو مدیر مسلمان مدرسه به همه تبریک گفت. به شدت یاد وخاطره مدارس رو در خاک پاک ایران برام زنده کرد.

 

از این گذشته مانی شروع کرد که ما اینو نمی خوریم مسلمونیم، اونو نمی خوریم مسلمونیم، چرا نماز نمی خونیم ما که مسلمونیم، که دیگه یه کم ترسیدیم از بحران هویت و هویت اسلامی واین حرفها. برای همین پام رو کردم توی یک کفش که نمی خوام بچه ام به اینجا بره.

 

 

به دنبال یک بهانه برای توجیه!!!

البته غیر از اینها به نظرم این گزارشهای آفستد هم چندان منطبق بر واقعیت نیست، چون مانی می گفت خیلی از بچه ها در کلاس سوم حتی انگلیسی بلد نیستند، خوب طبیعی هم هست احتمالا تازه اومدن، اما این نشون می ده که سطح مدرسه نمی تونه خیلی بالا باشه. با کمی تحقیق متوجه شدم، این گزارشها بیشتر براساس نظرخواهی از والدین بچه هاست و خوب طبیعی هم هست که پدران ومادران مهاجر در سالهای اولیه حضورشون در یک کشور دیگه ای، که گرفتن پناهندگی ازش، براشون خیلی مهم بوده، از مدرسه ای که بچشون میره هم راضیترن نسبت به پدر ومادرانی که توقع بیشتری از مدرسه دارند.

 

جالب اینجاست مدرسه دیگه ای که بالاخره به مانی جا داده، مدرسه ای است متعلق به کلیسای انگلیکن. البته من بلافاصله بعد از اینکه جا دادند، بهشون اطلاع دادم که خانواده ما کلا به هیچ کلیسایی رفت وآمد ندارند.

 

گمون نکنم خیلی خوششون بیاد اما شهرداری می گه ، بنا به قوانین مجبورن بچه هایی که دین و ایمون مشخصی ندارند رو هم بپذیرند و اجباری نیست که بچه ها در کلاس شعائر مذهبی شرکت کنند. اگه غیر از این باشه این بار درش میارم می ذارمش این مدرسه ژاپنیه پشت خونمون؛ خلاص!


مسئله این نیست که من نمی خوام بچه ام مذهبی بار بیاد، من دلم نمی خواد مانی در اون شرایطی بزرگ بشه که من بزرگ شدم، بیزارم از هر پروپاگاندایی به نفع هر مذهبی.

 

 

زوج مزدور- سینا مطلبی و فرناز قاضی زاده

"سینا مطلبی" که هم اکنون هم در ایران پرونده باز قضایی دارد ابتدا راهی هلند شد و پس از مدتی اقامت و همکاری با "میز رسانه اطلاعات هلند"،برای بازدهی بیشتر جذب سرویس اطلاعاتی انگلیس در بی بی سی فارسی شد،نفوذ در بین روزنامه نگاران ناراضی ایرانی و شناسایی و جذب آنها برای همکاری در داخل ایران و حتی جذب انها در "بوش هاوس" ! از جمله ماموریتهای سینا مطلبی است.

 

فرناز قاضی زاده هم زوج مناسبی برای مطلبی است و به مدد او به عنوان تهیه کننده و مجری در استخدام رسانه استعمار است.فرناز قاضی زاده مجری بی بی سی و روزنامه نگار سابق اصلاح طلب، در یادداشتی در وبلاگ شخصی اش از چالشی می گوید که با فرزندش مانی روبرو شده است.

 

فرناز قاضی زاده روزنامه نگاری است که حیات حرفه ای خود را در نشریات اصلاح طلب پیدا کرد. اگر چه اولین تجربه او در زمینه روزنامه نگاری به نشریه "خانه" باز می گردد.

 

 

فرناز قاضی زاده برای اکبر گنجی می نویسد:

بنا نداشتم اینجا سیاسی بنویسم. گو اینکه در زندگی ام به ندرت هم سیاسی نوشته ام !

 

روزنامه نگار نسل ما، روزنامه نگار نسل بی قهرمان است. نسلی که قهرمان ندارد روزنامه نگارانش هم نمی خواستند که قهرمان باشند. گنجی به قیمت جانش با مرتضوی وارد دعوایی تلخ شده است.

 

مرتضوی برای گنجی که دشمن دیرین اوست چه خواهد کرد. چه کسی را در ایران می شناسید که اگر گنجی مرد، بتواند کاری در خور قهرمان کند. دفاعی یا حمایتی. دولتمردان ایران از ریز تا درشت درگیر هزاران بازی پنهان و پشت پرده اند. چانه زنی هایی که همه را در رودربایستی هم قرار داده. آنان در روزنامه ها ممکن است به هم سنگی بپرانند اما شب در عروسی و عزا سر یک سفره می نشینند. حالا کدام یک از اینها دلش را دارد که این روزها برود و در روی مرتضوی بایستد. بزرگترش پیش کش.

 

 

برای گنجی با چشمان از حدقه در آمده باید چه کرد؟

به خدا اگر این جنبش اصلاحات دو نفر دیگر مثل گنجی داشت کار به اینجا نمی کشید. چرا سکوت؟ چقدر چانه زنی. چه می شد دیروز "محمدرضا خاتمی" و "معین" هم به معترضان مقابل دانشگاه می پیوستند.

 

عصبانی ام. از عمری که بر باد رفت. از آوارگی چندین روزنامه نگار (مزدور،خائن به ملت و ارزشهای انقلاب) و بیش از همه وضعیت نگران کننده گنجی. من امیدی ندارم به هیچ کس به هیچ چیز.

 

 

بازهم دعوای "بالاترینی ها" با فرناز قاضی زاده

البته موضوع فوق اختصاص به فرناز قاضی زاده ندارد، در پی انفعال و گوشه گزینی فعالان جنبش سبز و حرکت صرف در فضای اینترنت،رسانه های خبری به خصوص بی بی سی فارسی که در گذشته نه چندان دور 24 ساعته اخبار داخل ایران را در روزهای 22 خرداد و بعد از آن پوشش می داد،اکنون  با توجه به وضعیت موجود و عدم حرکت اعتراضی در سطح جامعه دیگر به آن نمی پردازند و به همین علت بالاترینی ها که به نوعی طرفدران جنبش سبز محسوب می شوند به این رسانه اعتراض می کنند!!!

 

 

فرناز قاضی زاده "مجری بی بی سی فارسی"

بسیار موارد دیده شده که فرناز قاضی زاده میهمانان برنامه را با عنوانی همچون "تو" و ... خطاب می کند،با توجه به اینکه بی بی سی به هر حال یک رسانه مطرح در سطح دنیا می باشد و هزاران نفر آن را از طرق مختلف دنبال می کنند،هیچ جایز نیست که مجری برنامه از عنوان فوق در برخورد با میهمانان استفاده نماید،البته در این مورد کلیپ های بسیاری در سایت یوتوب و ... مشاهده می شود که همگی گویا این ادعاست،همچنین نظرات بازدیدکنندگان این سری کلیپ ها درخور توجه است!

 

 

 

استخدام در بی بی سی فارسی

فرناز قاضی زاده بدون آنکه دورهای آموزشی بی بی سی را بگذارند و بدون آنکه آزمونی از او در این خصوص به عمل آید به استخدام بی بی سی فارسی در می آید!

 

علت فوق را می توان در فعالیت های داخل ایران فرناز قاضی زاده جستجو نمود،آنجا که وی به همراه همسرش به دروغ درباره برخی از مسائل حساس جامعه مطلب می نوشتند و به عنوان یکی از شاخه های "حلقه کیان" در بخش مطبوعات فعالیت می کردند و هم سو با دیگر نشریات زنجیره ای "حلقه کیان" به فرافکنی می پرداختند. امثال فرناز قاضی زاده که بیشتر آنان را اصلاح طلبان تشکیل می دهند اکنون در دیگر بنگاه سخن پراکنی "صدای آمریکا" مشغول به فعالیت هستند./تمام

 

روزنامه نگار ایرانی و مجری شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی،وی متولد۱۲ آذر ۱۳۵۳ در تهران است.


 

فعالیت روزنامه‌نگاری در ایران

قاضی‌زاده سال‌ها در روزنامه‌های ایرانی فعالیت کرده . او از سال ۱۳۷۵ کارش را در هفته‌نامه "خانه" و هفته‌نامه موسسه "روزنامه‌نگاران جوان" آغاز کرد. در هفته نامه "خانه" او دبیر سرویس خبر و گزارش بود. بعد از آن در سال ۱۳۷۷ به روزنامه "ایرانیان" رفت. ایرانیان مدت کمی بعد به دلیل مشکلات مالی تعطیل شد. در پی این تعطیلی، "فرناز قاضی زاده" به روزنامه "زن" رفت و در سرویس اجتماعی این روزنامه مشغول کار شد. او در جریان قتلهای زنجیره‌ای خبرنگار روزنامه "زن" در این مورد بود. مصاحبه او با "مریم مختاری" همسر "محمد مختاری" از قربانیان قتلها، در آن زمان سروصدای زیادی راه انداخت چرا که "مریم مختاری" جزییاتی را از تهدیداتی که شوهرش سالها با آن مواجه بود را بیان کرده بود. در فروردین ۷۸، روزنامه "زن" تعطیل شد و او به روزنامه "نشاط" رفت تا در سرویس فرهنگی وهنری این روزنامه کار کند. پیوستن به این روزنامه سرآغاز همکاری فرناز قاضی زاده با سرویس اجتماعی مجموعه مطبوعاتی جامعه روز (عصر آزادگان، اخبار اقتصاد، گوناگون و دانستنیها ) شد. او همزمان در روزنامه "آفتاب امروز" هم، در سرویس فرهنگی کار می‌کرد.

 

وی مطبوعات،روزنامه‌ها و مجله‌های زیادی کار کرده است. "تماشاگران" به مدیر مسئولی نادر داوودی از آنها بود. برای مدتی، کار در مجله "سیلیکون"،او دوباره به هفته نامه روزنامه حیات نو(آخر هفته ) کشانده شد تا بعدها معاون و بعدتر دبیر سرویس اجتماعی این روزنامه شد . فرناز قاضی زاده عضو شورای سردبیری "حیات نو " در سال ۱۳۸۱ بود. پس از آن به گروهی پیوست که حلقه اولیه خبرگزاری میراث فرهنگی ایران (CHN) بودند. تا شهریور سال بعد، فرناز قاضی زاده دبیر سرویس خبر از شهرستانها در "خبرگزاری میراث" ماند تا اینکه، تصمیم گرفت به روزنامه "یاس نو" برود. تا زمانی که از ایران خارج شود، وی عضو شورای سردبیری "یاس نو" به مدیر مسئولی محسن میردامادی بود. قاضی زاده در سال ۱۳۷۹ حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به ‌عنوان مجری در یک برنامه علمی به نام "کاوش" فعالیت می‌کرد.

 

فرناز قاضی‌زاده همسر سینا مطلبی است. این دو در سال ۱۳۷۸ در روزنامه "نشاط" آشنا شدند و در مهر ۱۳۸۰ ازدواج کردند.حاصل این ازدواج، مانی، پسر آنهاست که درشهریور سال ۱۳۸۱ به دنیا آمد.

 

در سال ۱۳۸۲، سینا مطلبی، به دلیل نوشته‌هایش بازداشت شد و به همین دلیل فرناز قاضی زاده با احساس خطر ی که گمان می شد دامان او را هم بگیرد به خارج از کشور گریخت. وی به هلند و بعد از آن به انگلستان رفت. در سال ۲۰۰۵ میلادی، فرناز به همراه "مسعود بهنود، نوشابه امیری ، هوشنگ اسدی وحسین باستانی"که عضو گروه اولیه بودند روزنامه اینترنتی "روزآنلاین" را راه‌اندازی نمودند و برای مدتی درآن کار کردند.

 

در فوریه ۲۰۰۵، فرناز قاضی زاده به عنوان تهیه کننده رادیو، به استخدام بی بی سی فارسی درآمد. در بی بی سی،علاوه برتهیه گزارش، به عنوان مجری برنامه‌های رادیویی، "جام جهان نما"، "چشم انداز بامدادی"، "روز هفتم" و "صدای شما "کار کرد تا اینکه در سال ۲۰۰۹ به عنوان مجری تلویزیون فارسی بی بی سی کار خود را آغاز کرد.

 

حاصل  ازدواج "فرناز قاضی زاده" و "سینا مطلبی" فرزندی به نام مانی می باشد[شهریور سال ۱۳۸۱] .

 

 

وبلاگ "من ومانی"

این یادداشت در واقع تصویری است از فضای اعتقادی یک فعال رسانه ای اصلاح طلب که در حال حاضر در خدمت بخش فارسی شبکه دولتی تلویزیون انگلیس است.دغدغه های "فرناز قاضی زاده" از تاثیر فرهنگ اسلامی بر "مانی"

 

مدرسه مانی رو باز دارم عوض می کنم، خودم هم عذاب وجدان دارم که بچه رو دایم آلاخون و والاخون کنم( خدا خودش رحم کنه، گوگل ترنسلیشن هنگ کرد!) مدرسه ای که این یه ماهه گذشته میرفت، در سایت وزارت آموزش وپرورش بریتانیا، آفستد، مدرسه عالی و نمونه است. خوب طبیعتا من هم بسیار خوشحال شدم وقتی شهرداری این مدرسه رو به مانی داد، اما متاسفانه مشکل وقتی شروع شد که مدرسه رو دیدم. 98 درصد بچه های مدرسه از خانه های اطراف میان که متعلق به شهرداری است ودر اختیار پناهندگان سومالیایی وسودانی. که البته من به هیچ عنوان با هیچ کدوم از اینها مشکلی نداشتم، مسئله اینه که مدرسه در کل، مدرسه اسلامی شده. برای عید فطر تعطیل بود، بعدش هم در اولین نامه ای که از مدرسه اومد، عید رو مدیر مسلمان مدرسه به همه تبریک گفت. به شدت یاد وخاطره مدارس رو در خاک پاک ایران برام زنده کرد.

 

از این گذشته مانی شروع کرد که ما اینو نمی خوریم مسلمونیم، اونو نمی خوریم مسلمونیم، چرا نماز نمی خونیم ما که مسلمونیم، که دیگه یه کم ترسیدیم از بحران هویت و هویت اسلامی واین حرفها. برای همین پام رو کردم توی یک کفش که نمی خوام بچه ام به اینجا بره.

 

 

به دنبال یک بهانه برای توجیه!!!

البته غیر از اینها به نظرم این گزارشهای آفستد هم چندان منطبق بر واقعیت نیست، چون مانی می گفت خیلی از بچه ها در کلاس سوم حتی انگلیسی بلد نیستند، خوب طبیعی هم هست احتمالا تازه اومدن، اما این نشون می ده که سطح مدرسه نمی تونه خیلی بالا باشه. با کمی تحقیق متوجه شدم، این گزارشها بیشتر براساس نظرخواهی از والدین بچه هاست و خوب طبیعی هم هست که پدران ومادران مهاجر در سالهای اولیه حضورشون در یک کشور دیگه ای، که گرفتن پناهندگی ازش، براشون خیلی مهم بوده، از مدرسه ای که بچشون میره هم راضیترن نسبت به پدر ومادرانی که توقع بیشتری از مدرسه دارند.

 

جالب اینجاست مدرسه دیگه ای که بالاخره به مانی جا داده، مدرسه ای است متعلق به کلیسای انگلیکن. البته من بلافاصله بعد از اینکه جا دادند، بهشون اطلاع دادم که خانواده ما کلا به هیچ کلیسایی رفت وآمد ندارند.

 

گمون نکنم خیلی خوششون بیاد اما شهرداری می گه ، بنا به قوانین مجبورن بچه هایی که دین و ایمون مشخصی ندارند رو هم بپذیرند و اجباری نیست که بچه ها در کلاس شعائر مذهبی شرکت کنند. اگه غیر از این باشه این بار درش میارم می ذارمش این مدرسه ژاپنیه پشت خونمون؛ خلاص!

مسئله این نیست که من نمی خوام بچه ام مذهبی بار بیاد، من دلم نمی خواد مانی در اون شرایطی بزرگ بشه که من بزرگ شدم، بیزارم از هر پروپاگاندایی به نفع هر مذهبی.

 


 

زوج مزدور- سینا مطلبی و فرناز قاضی زاده


سینا مطلبی که هم اکنون هم در ایران پرونده باز قضایی دارد ابتدا راهی هلند شد و پس از مدتی اقامت و همکاری با "میز رسانه اطلاعات هلند"،برای بازدهی بیشتر جذب سرویس اطلاعاتی انگلیس در بی بی سی فارسی شد،نفوذ در بین روزنامه نگاران ناراضی ایرانی و شناسایی و جذب آنها برای همکاری در داخل ایران و حتی جذب انها در "بوش هاوس" ! از جمله ماموریتهای سینا مطلبی است.

 

فرناز قاضی زاده هم زوج مناسبی برای مطلبی است و به مدد او به عنوان تهیه کننده و مجری در استخدام رسانه استعمار است.فرناز قاضی زاده مجری بی بی سی و روزنامه نگار سابق اصلاح طلب، در یادداشتی در وبلاگ شخصی اش از چالشی می گوید که با فرزندش مانی روبرو شده است.

 

فرناز قاضی زاده روزنامه نگاری است که حیات حرفه ای خود را در نشریات اصلاح طلب پیدا کرد. اگر چه اولین تجربه او در زمینه روزنامه نگاری به نشریه "خانه" باز می گردد.

 

 

فرناز قاضی زاده برای اکبر گنجی می نویسد:

بنا نداشتم اینجا سیاسی بنویسم. گو اینکه در زندگی ام به ندرت هم سیاسی نوشته ام !

 

روزنامه نگار نسل ما، روزنامه نگار نسل بی قهرمان است. نسلی که قهرمان ندارد روزنامه نگارانش هم نمی خواستند که قهرمان باشند. گنجی به قیمت جانش با مرتضوی وارد دعوایی تلخ شده است.

 

مرتضوی برای گنجی که دشمن دیرین اوست چه خواهد کرد. چه کسی را در ایران می شناسید که اگر گنجی مرد، بتواند کاری در خور قهرمان کند. دفاعی یا حمایتی. دولتمردان ایران از ریز تا درشت درگیر هزاران بازی پنهان و پشت پرده اند. چانه زنی هایی که همه را در رودربایستی هم قرار داده. آنان در روزنامه ها ممکن است به هم سنگی بپرانند اما شب در عروسی و عزا سر یک سفره می نشینند. حالا کدام یک از اینها دلش را دارد که این روزها برود و در روی مرتضوی بایستد. بزرگترش پیش کش.

 

 

برای گنجی با چشمان از حدقه در آمده باید چه کرد؟

به خدا اگر این جنبش اصلاحات دو نفر دیگر مثل گنجی داشت کار به اینجا نمی کشید. چرا سکوت؟ چقدر چانه زنی. چه می شد دیروز "محمدرضا خاتمی" و "معین" هم به معترضان مقابل دانشگاه می پیوستند.

 

عصبانی ام. از عمری که بر باد رفت. از آوارگی چندین روزنامه نگار (مزدور،خائن به ملت و ارزشهای انقلاب) و بیش از همه وضعیت نگران کننده گنجی. من امیدی ندارم به هیچ کس به هیچ چیز.

 

 

بازهم دعوای "بالاترینی ها" با فرناز قاضی زاده

البته موضوع فوق اختصاص به فرناز قاضی زاده ندارد، در پی انفعال و گوشه گزینی فعالان جنبش سبز و حرکت صرف در فضای اینترنت،رسانه های خبری به خصوص بی بی سی فارسی که در گذشته نه چندان دور 24 ساعته اخبار داخل ایران را در روزهای 22 خرداد و بعد از آن پوشش می داد،اکنون  با توجه به وضعیت موجود و عدم حرکت اعتراضی در سطح جامعه دیگر به آن نمی پردازند و به همین علت بالاترینی ها که به نوعی طرفدران جنبش سبز محسوب می شوند به این رسانه اعتراض می کنند!!!

 

 

فرناز قاضی زاده "مجری بی بی سی فارسی"

بسیار موارد دیده شده که فرناز قاضی زاده میهمانان برنامه را با عنوانی همچون "تو" و ... خطاب می کند،با توجه به اینکه بی بی سی به هر حال یک رسانه مطرح در سطح دنیا می باشد و هزاران نفر آن را از طرق مختلف دنبال می کنند،هیچ جایز نیست که مجری برنامه از عنوان فوق در برخورد با میهمانان استفاده نماید،البته در این مورد کلیپ های بسیاری در سایت یوتوب و ... مشاهده می شود که همگی گویا این ادعاست،همچنین نظرات بازدیدکنندگان این سری کلیپ ها درخور توجه است!

 

 

 

استخدام در بی بی سی فارسی

فرناز قاضی زاده بدون آنکه دورهای آموزشی بی بی سی را بگذارند و بدون آنکه آزمونی از او در این خصوص به عمل آید به استخدام بی بی سی فارسی در می آید!

 

علت فوق را می توان در فعالیت های داخل ایران فرناز قاضی زاده جستجو نمود،آنجا که وی به همراه همسرش به دروغ درباره برخی از مسائل حساس جامعه مطلب می نوشتند و به عنوان یکی از شاخه های "حلقه کیان" در بخش مطبوعات فعالیت می کردند و هم سو با دیگر نشریات زنجیره ای "حلقه کیان" به فرافکنی می پرداختند. امثال فرناز قاضی زاده که بیشتر آنان را اصلاح طلبان تشکیل می دهند اکنون در دیگر بنگاه سخن پراکنی "صدای آمریکا" مشغول به فعالیت هستند./تمام

 

مسعود
1392/09/27 12:46 بعد از ظهر

نگارنده محترم فراموش کردی نامت را اول یا آخر مقاله ات بنویسی . چرا ؟!؟!؟!؟!؟!؟

پاسخ

ماهستیم
1392/09/27 8:43 بعد از ظهر

با سلام جناب مسعود، فکر نمی کنم چندان تفاوتی داشته باشد،فقط در مورد مطالب ارسالی و وبلاگ ها اگر نویسنده اجازه دهد نام آنها را در پایان منتشر می کنیم



محمدرضافخر
1392/11/24 10:29 بعد از ظهر

برای هرفردایرانی وافغان (آریاناخراسان)وتاجبک (خراسانی)متاسفم که درخدمت بی بی سی این بنگاه سخن پراکنی بریتانیای استعمارگرمیباشد.

پاسخ


ناشناس
1393/04/24 10:52 بعد از ظهر

ادم شاید بدلیل شرایطی نتواند در محیطی کار کند اما فروختن همه هویتش از جمله مذهبش از قاموس ایرانیان بدور است در مورد این نوشته اظهار نظر کن

پاسخ


masoud
1393/09/07 9:13 بعد از ظهر

بهمراه سینا مطلبی سر دبیر روزنامه هم به زندان رفت دکتر لطیف صفری

پاسخ


دادالله
1394/01/10 2:17 قبل از ظهر

فدای اون قیافه زیبای بی همتای تو خانم فرشته خدا

پاسخ


مهدی
1394/04/10 6:42 بعد از ظهر

شما گفتین زوج مزدور سینا مطلبی و فرناز قاضی زاده، آخه این چه جور ادبیاته در مورد دو تا آدم روزنامه نگار و فرهنگی؟فرناز و سینا که داخل ایران بودن، فشارهای حکومت اونها رو مجبور به ترک وطن کرد، وگرنه رزومه ی کاری این زوج روزنامه نگار نشون میده که به حرفه ی مطبوعاتی و رسانه ای تو ایران علاقه مند بودند. آخه چرا بهشون میگین مزدور؟ خجالت نمی کشین؟

پاسخ


نادر احمدی
1394/05/12 2:35 بعد از ظهر

مزایایاین شخص که به اعتقادات خودش پایبند .نبوده .اگر که روزی خود بی بی سی هم پرداخت نکند.برخلافش قد علم میکند.در واقع این گونه افراد بدنبال منافع هستند.واصول براشون مهم نیست

پاسخ


نادر احممدی
1394/05/13 11:50 بعد از ظهر

این شخص شخصیتی .موافق .با احتیاجات مادی خودش داره

پاسخ


نادر.احمدی
1394/05/18 3:47 بعد از ظهر

این شخص دیکه پیر شده .پیرزن بدبخت دیگه هوش وحواس هم براش نمونده

پاسخ


مبهوت
1395/11/20 2:08 قبل از ظهر

احتمالا شما هیچ گونه آشنایی با اصول روزنامه‌نگاری و در پی آن بیطرفی ندارید!!! نوشته‌ی شما در باره خانم قاضی‌زاده پر از غرض‌ورزی و شاید نوعی حسادت افسارگسیخته است. البته از امثال شما متعصبین بیش از این توقعی نیست. گرچه بسیاری از نوشته‌های شما در این مطلب، به نوعی اعتبار بخشی و تجلیل از خانم قاضی‌زاده به حساب می‌آید، البته برخلاف خواسته شما! چشمتان باز و اندیشه‌تان بی‌مرز

پاسخ