<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

دو اشکال بزرگ باقی مانده در قراردادهای نفتی


پرداخت پول اضافی به شرکت های نفتی خارجی برای پایبند بودن به اصول حرفه ای و دادن جایزه برای تولید بیشتر به آن شرکت ها دو نکته مهم و قابل نقدی است که در قراردادهای جدید نفتی به آن اشاره گردیده که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.

 

1- در IPC حق الزحمه یا پاداش بر اساس میزان تولید است و متناسب با قیمت نفت. در این خصوص در بند ب ماده 6 مصوبه هیات وزیران آمده است:

 

این دستمزد با توجه به بند "ث" ماده 3، با هدف ایجاد انگیزه برای به‌ کارگیری روش‌های بهینه در اکتشاف، توسعه، تولید و بهره‌بردای حسب شرایط هر طرح، به‌صورت تابعی از عوامل نظیر سطح توان تولید هر میدان یا مخزن و نیز رعایت ضرایب ریسک مناطق اکتشافی، شناور بوده ...

 

یعنی اینکه شرکت EPC مورد قرارداد، هر چقدر تولید بیشتری از میدان تحت قرارداد داشته باشد، دستمزد بالاتری خواهد گرفت یا به عبارتی دیگر وزرات نفت برای تولید بیشتر به شرکت های نفتی خارجی جایزه و پاداش می دهد.

 

سوال: آیا در مدیریت صحیح مخازن نفتی، اصل بر افزایش تولید است؟

 

آنچه در مدیریت مخازن نفتی اصل می باشد برداشت صیانتی از مخازن نفتی است. یعنی اینکه بتوان بگونه ای از میادین نفتی برداشت نمود که آیندگان نیز بتوانند از آن بهره ببرند و البته حداکثر حجم برداشت از ذخیره درجا امکان پذیر باشد و این مستلزم نگاه بلند مدت به برداشت از میادین نفتی است.

 

همیشه در تمامی قراردادهای نفتی دو منفعت از سوی پیمانکار و کارفرما وجود دارد که این دو منفعت در تضاد با یکدیگر هستند و آن اینکه شرکت های بهره بردار بدنبال کسب سود در کوتاه مدت هستند و به همین علت سعی در بکارگیری روش هایی را دارند تا بتوانند در کوتاه مدت، بیشترین حجم برداشت از مخازن نفتی صورت پذیرد ولی منفعت کارفرما در بیشترین حجم برداشت از مخزن در بلند مدت است.

 

ممکن است در کوتاه مدت (حدود 5 سال) ظرفیت برداشت از میادین را بطور چشمگیری افزایش داد، ولی این امر موجب نابودی مخزن نفتی شده و عمر آن و حداکثر میزان برداشت از ذخایر درا آن را کاهش می دهد.

 

بعنوان مثال میدان آزادگان 33 میلیارد بشکه نفت درجا دارد که حداکثر میزان نفت قابل برداشت آن در حالت عادی 10 درصد است ولی مطالعات انجام شده نشان میدهد اگر از همان ابتدا، برداشت همراه با تزریق گاز باشد تا 30 درصد ارتقا می یابد و پس از تخلیه کامل، آن گاز برای آیندگان نیز قابل برداشت و استفاده خواهد بود. برداشت صیانتی که منفعت کشور (کارفرما) را تامین می کند در این است، که هزینه و زمان بیشتری در مرحله اول صورت پذیرد و برداشت همراه با تزریق گاز باشد ولی مطلوب شرکت توتال بهره برداری در کوتاه ترین زمان ممکن و برگشت سرمایه و کسب سود برای آن شرکت است که با این وصف و با این مواد قانونی در قرارداد وی به این امر نیز تشویق می گردد و نتیجه آن چیزی نخواهد شد جز برداشت حداکثر 7 درصدی از ذخایر درجا، عمر کوتاه میدان و ضررهای بزرگ برای کشور.

 

از سوی دیگر، بسیاری از میادین نفتی کشور در نیمه دوم عمر خود به سر می برند و میزان برداشت آنها به شدت کاهش یافته است و نیازمند به برخورد صحیح هستند. از مارون در اول انقلاب روزانه 60 هزار بشکه نفت برداشت میشد که این مقدار هم اکنون به 1700 بشکه نفت رسیده است. میدان نفتی آقاجاری، یکی از مهمترین میادین نفتی با اینکه از ذخایر درجای بالایی برخوردار است، لیکن برای برداشت نیازمند به تزریق گاز است و این تزریق گاز تا 17 سال می بایست ادامه پیدا کند تا بتوان مجددا از این میدان بزرگ نفتی استفاده نمود. استفاده ای که تا 30 سال ادامه پیدا خواهد کرد.

 

با این حال، ما در قرارداد خود با شرکت های نفتی خارجی، دقیقا بر خلاف منافع ملی در مسیر نیل به منافع آنها گام بر می داریم و منافع کشور را برای کسب سود کوتاه مدت افزایش تولید تا سقف یک میلیون بشکه، لگد مال می کنیم.

 

حال یکی از سوالاتی که مطرح است اینکه، این قراردادهای جدید نفتی 35 ساله است و قرار است شرکت نفتی خارجی 35 سال برداشت داشته باشد. برای همان شرکت هم سود بیشتر طمانی رخ خواهد داد که برداشت صیانتی داشته باشد و منافعش هم راستا با منافع کشور باشد. پس چگونه شما چنین تحلیلی می کنید؟

 

پاسخ این است که در کجای قراردادهای جدید نفتی، شرکت نفتی خارجی ملزم شده است تا 35 سال، برداشت نفت حداقل به اندازه زمان فعلی داشته باشد؟ استمرار در حجم برداشت تا 35 سال در کجای این قرارداد ذکر شده و چه الزامی برای آن در نظر گرفته شده است؟

 

اگر در قرارداد فعلی چنین بندی ذکر شود، تضمین قانونی نیز برای اجرای آن در نظر گرفته شود می توان امیدوار بود به برداشت صیانتی و حفظ منافع ملی کشور.

 

بطور مثال میدان نفتی ای با حجم تولید 550 هزار بشکه نفت به شرکت شل واگذار می شود تا برداشت آن را به 750 هزار بشکه برساند. اگر مطابق بندی از قرارداد شرکت شل، ملزم به حفظ حداقل همان 550 هزار بشکه نفت برداشت تا 35 سال آینده شود، این اشکال بزرگ در IPC رفع خواهد شد.

 

2- در بند ث ماده 3 شرایط عمومی، ساختار و الگوی قراردادهای بالادستی نفت و گاز مصوب هیات وزیران آمده است:

 

 پذیرش دستمزد متناسب با شرایط هر طرح با هدف تأمین نرخ بازگشت سرمایه مورد انتظار منطقی، جبران ریسک و ایجاد انگیزه برای طرف دوم قرارداد در به‌کارگیری روش‌های بهینه و فناوری‌های نوین و پیشرفته در اکتشاف، توسعه و بهره‌برداری.

 

پرداخت دستمزد برای ایجاد انگیزه در بکارگیری روش های بهینه و آخرین تکنولوژی های روز دنیا به چه معناست؟

 

یعنی اینکه اگر با یکی از شرکت های بزرگ نفتی دنیا مانند توتال و شل و BP قرارداد اکتشاف، توسعه و تولید منعقد گردید، برای اینکه آن‌ها از تکنولوژی یا روش های قدیمی استفاده نکنند، دستمزد اضافه ای پرداخت خواهد شد.

 

فرض کنید، وزارت صنعت، معدن و تجارت قراردادی را با شرکت مرسدس بنز برای ساخت کارخانه خودروسازی در ایران و تولید خودرو منعقد می نماید ولی برای اینکه بنز در محصولات تولیدی خود از قطعات چینی استفاده نکند و از آخرین تکنولوژی در محصولات خود استفاده کند.

 

آیا چنین بند قراردادی با بنز عقلانی به نظر می رسد؟ هدف از عقد قرارداد با کارخانه بنز چه بوده است؟ آیا برای این نبوده که این شرکت یکی از پیشتازان عرصه تکنولوژی در صنعت خودرو است و برندی جهانی محسوب شده و همان برند موجب شده تا قیمت محصولات آن نسبت به مشابه های دیگر خودروسازان بالاتر رود.

 

اگر برای استفاده از آخرین روش های EPC و بکارگیری آخرین فناوری های پیشرفته، نیاز به پرداخت دستمزد اضافی است، دیگر چه نیازی به عقد قرارداد با شرکت های چون توتال و شل و BP و انی است؟ با شرکت های EPC چینی و روسی هم می توان به این امر دست یافت. کافیست آن‌ها متعهد به بند ث ماده 3 شوند تا با هزینه ای بسیار ناچیزتر از شرکت های غربی، به هدف مدنظر نیل پیدا کرد.