<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

راز بیهوش شدن «هیلاری کلینتون» چیست؟


شیب نمودار آبی رنگ نظرسنجی‌ها درباره نتیجه انتخابات ریاست جمهوری 2016 ایالات متحده که تا چند ماه پیش روند صعودی داشت و خیلی‌ها را به این نتیجه رسانده بود که اتاق بیضی کاخ سفید بزودی شاهد حضور مجدد کلینتون‌ها خواهد بود، حالا چند هفته‌ای است قافیه را به نمودار قرمز رنگ و صاحب جنجالی و پرسروصدایش باخته است؛ سقوطی که صدای آن را می‌توان از خس خس گلوی «هیلاری رادهام کلینتون» شنید.

 

از حدود یکسال پیش تاکنون، اکثر رسانه‌های جهان از کلینتون به عنوان رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده نام می‌برند؛ روندی که اگرچه با طوفان «دونالد ترامپ» کمی دچار خدشه شد اما در روزهای پس از برگزاری کنوانسیون ملی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان، مجددا اوج گرفت و تقریبا اینگونه به نظر می‌رسید (و شاید اینگونه به نظر رسانده می‌شد) که آمریکا به زودی شاهد بر کرسی ریاست جمهوری نشستن نخستین زن در تاریخ سیاسی خود خواهد بود.

 

با این حال و در هفته‌های اخیر، فضای عمومی و نظرسنجی‌هایی که از مردم صورت می‌گرفت، نتایج دیگری را نشان می‌داد. کلینتون به دلیل رسوایی‌های متعدد مالی و سیاسی خود، منفور مردم آمریکاست و حتی این نفرت در کنوانسیون ملی دموکرات‌ها برای اعلام رسمی نامزدی او هم خود را به نمایش گذاشت و طرفداران خشمگین «برنی سندرز» هنگام اعلام نام خانم کلینتون، او را هو کردند.

 

 تداوم این جریان در کنار روند رو به رشد اقناع افکار عمومی از سوی آقای ترامپ که روز به روز پیشرفت می‌کند و خطاهای ابتدایی خود را با مشورت مشاوران کارآزموده تصحیح می‌کند، شرایط سختی را برای هیلاری کلینتون رقم زده است.

 


 

از سوی دیگر، مناظره‌های انتخاباتی در پیش هستند؛ مناظره‌هایی که تاثیر حداکثری بر رأی و نظر مردم ایالات متحده دارند و البته سابقه نمایشی پدیده جمهوری‌خواهان می‌تواند برگ برنده او در برابر بانوی سالخورده‌ی دموکرات‌ها باشد. هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ تا روز رأی‌گیری سه بار مناظره می‌کنند. تردیدی نیست که این سه مناظره پربیننده خواهد بود؛ در حد ۷۰میلیونی که سال ۲۰۰۸پای مناظره جو بایدن و سارا پیلین (معاونان اوباما و مک‌کین) نشستند یا حتی ۸۰میلیونی که سال ۱۹۸۰مناظره رونالد ریگان، جیمی کارتر و جان اندرسون را تماشا کردند.

 

همه این موارد دست به دست هم دادند تا پایه‌های صندلی ریاست بر اتاق بیضی کاخ سفید که تا چندی پیش نام هیلاری بر روی آن حک شده بود، لق شود؛ تا جایی که نگرانی از صدای مهیب فرو افتادن احتمالی آن، سران حزب دموکرات را به فکر چاره انداخته است؛ چاره‌ای به نام «جوزف بایدن.»

 

اگرچه هنوز چیزی به صورت رسمی از سوی مقامات حزب مطرح نشده و حتی گمانه‌زنی در این زمینه هم یک ریسک محسوب می‌شود اما تجربه نشان داده که عرصه سیاسی در ایالات متحده همیشه غافلگیرکننده و غیردموکراتیک بوده است. اعضای مردمی حزب با رأی خود، خانم کلینتون را برای نامزدی حزب برگزیده‌اند اما بعید به نظر می‌رسد که سران حزب تمایلی برای شرط بستن روی اسب بازنده داشته باشند.

 

کارنامه تاریک کلینتون – از ارسال ایمیل‌های محرمانه دولتی با پست الکترونیک شخصی تا کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی – در کنار شخصیت متزلزل و غیرجذاب او برای نسل جدید رأی دهندگان آمریکایی سبب شده تا برخلاف رویکرد همیشگی رسانه‌ها، حالا دیگر خبری از اعلام قطعی پیروزی او در انتخابات پیش رو نباشد و اینجا همان نقطه‌ای است که سرفه‌های ممتد خانم کلینتون شروع می‌شود و حتی در مراسم یادبود 11 سپتامبر از هوش می‌رود.

 

هیچ قطعیتی وجود ندارد اما نباید این سناریو را نیز نادیده گرفت که هیلاری کلینتون به دلیل تحلیل سران حزب مبنی بر عدم توانایی برای کسب پیروزی در انتخابات، مجبور به کناره‌گیری از رقابت‌ها شده است و جای خود را به کسی خواهد داد که از شانس بیشتری در برابر یک نامزد ضدساختار در حزب جمهوری‌خواه برخوردار باشد. نه! اشتباه نکنید؛ نام این فرد «برنی سندرز» نیست.

 

اگرچه سندرز از محبوبیت فوق‌العاده‌ای در میان جوانان برخوردار است و حتی تا نزدیکی زمین زدن کلینتون در رقابت‌های مقدماتی انتخابات هم پیش رفت اما پیرمرد سوسیالیست فرد مناسبی برای پیشبرد اهداف حزب لیبرال دموکرات نیست. حتی این احتمال وجود دارد که برنامه‌ریزی برای کنار کشیدن هیلاری کلینتون در همان زمان هم صورت گرفته بود اما اگر این اتفاق در آن زمان می‌افتاد، قطعا سندرز به عنوان گزینه اصلی مطرح می‌شد؛ در حالی که حالا می‌توان با خیال راحت به دست راست رئیس‌جمهور فعلی نگاه کرد و نام «جو بایدن» را به میان آورد.

 

مدرکی مبنی بر وجود این سناریو در دست نیست و تمام این مطالب بر اساس تحلیل‌ ارائه می‌شود اما بد نیست نگاهی هم به مطلب رسانه وابسته به وزارت امور خارجه بریتانیا داشته باشیم که درباره احتمال کنار رفتن کلینتون از دور رقابت‌ها نوشته است: «سه نفر ممکن است به عنوان نامزد حزب دموکرات مطرح شوند، برنی ساندرز رقیب اصلی خانم کلینتون در مبارزات مقدماتی، جو بایدن معاون باراک اوباما رئیس جمهور فعلی و تیم کین کسی که خانم کلینتون به عنوان معاونش برگزیده است. البته برنی ساندرز و تیم کین هیچکدام در جایگاهی ویژه قرار نخواهند داشت. در ماه‌های گذشته که تحقیقات اف بی آی درباره ای میل های افشا شده خانم کلینتون در جریان بود، این احتمال مطرح شد که اگر خانم کلینتون متخلف شناخته شود، مجبور به کناره گیری از رقابت انتخاباتی خواهد شد. در آن زمان نام جو بایدن بیش از همه به عنوان جانشین او مطرح بود. در هر حال اگر کسی بجز تیم کین به عنوان جانشین خانم کلینتون انتخاب شود او سمتش به عنوان معاون رئیس جمهور آتی را حفظ خواهد کرد. اگر این اتفاق بیفتد، زمان آن مهم است. کنگره آمریکا برای اینکه فرد جدید فرصت تبلیغات انتخاباتی داشته و مبارزه انتخاباتی عادلانه باشد، می تواند تاریخ انتخابات را به تعویق بیندازد.»

 

نوشتن درباره جو بایدن و علت انتخابت احتمالی او، نیاز به مقاله‌ای جداگانه دارد اما شاید در این اوضاع گرفتاری واشنگتن در جهان و بحران‌های متعددی که گریبان کاخ سفید را گرفته، یک جمله برای توصیف معاون اول باراک اوباما و علت برگزیده شدن او به عنوان جانشین هیلاری کلینتون برای ادامه رقابت‌های انتخاباتی در برابر یک رقیب ساختارشکن به نام دونالد ترامپ، این جمله باشد که «بزرگترین نقطه قوت جوزف بایدن، بزرگترین نقطه ضعف اوباماست: سیاست خارجی!»