<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">
مطالب مرتبط
    تبادل نظر آنلاین

    ثبت

    صدور انقلاب در دولت اصلاحات (سیدمحمد خاتمی)

    صدور انقلاب در دولت اصلاحات (سیدمحمد خاتمی)


    صدور انقلاب از شیوه هایی مد نظر بنیانگذار انقلاب برای برخورد با نظام حاکم بر عرصه بین الملل بود. ایشان با اشاره به این واقعیت که صدور انقلاب به مفهوم صدور ارزش ها، آرمانها و تجربیات انقلاب اسلامی همچون استقلال، نیل به خصلت های انسانی و خودکفایی، حمایت از مستضعفن و رنجدیدگان و محرومان، ایجاد عدالت اجتماعی، نفی اشرافیگری، تبعیض و نژاد پرستی عنوان کرده و ضرورت صدور انقلاب را ناشی از اسلامی بودن آن دانسته و بر آن تاکید داشتند.

     

    مروری بر سیر مواجهه دولت های پس از انقلاب با اصل صدور انقلاب که مورد توجه حضرت امام (ره) بود نشان می دهد پس از دولت موقت که با مواضع صریح بازرگان و یزدی این موضوع را از اساس نفی کرده و با آن حمله می کردند، دولت های سازندگی و اصلاحات نیز گرچه در حرف به نفی آن نپرداخته اما رویکردی در سیاست خارجی اتخاذ کرده بودند که در عمل به وقفه در تحقق این اصل منتهی می شد. دولت سازندگی در عین پذیرش نظم حاکم بر نظام بین الملل، اصل صدور انقلاب که یکی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود و در زمان جنگ تحمیلی ایران را در مقابل طیف وسیعی از کشورهای غربی و شرقی قرار داده بود را به سمت فراهم آوردن بستری نظری مبتنی بر اولویت دیدگاه "اسلام در یک کشور" به جای صدور انقلاب هدایت کرد؛ در واقع بر اساس این ذهنیت حفظ ام القری بر منافع جهان اسلام مقدم بود.

     

    اما در دولت اصلاحات پا از این هم فراتر گذاشته شد و نه تنها ایده صدور انقلاب نادیده گرفته شد، بلکه تلاش شد با نفی حمایت معنوی جمهوری اسلامی از نهضت های آزادی بخش و گروههای مبارز اسلامی در دیگر کشورها از عمق استراتژیک ایران در کشورهای منطقه کاسته شود. در پیش گرفتن سیر سازش با اقتدارگرایان در نظام سلطه در قبال منافع ملت ایران که در موضوع هسته ای با امتیاز دادن های یکسویه و همچنین همکاری با آمریکا در افغانستان و عراق بدون آنکه در قبال آن منافعی حاصل شود، از جمله رویکردهای این دولت بود که انحراف آشکار از خط امام در سیاست خارجی بود و اقداماتی همچون نامه 2003 که بعد از پایان این دولت افشا شد نمونه ای بارز از این انحراف است.

     

    در این نامه که توسط صادق خرازی، سفیر وقت ایران در پاریس تقریر شده بود، تعهدات و امتیازات بزرگی به امریکا می داد و در عین حال دولت آمادگی خود را برای ذبح حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین و همچنین تعلیق غنی سازی در قبال تضمین امنیتی امریکا به ایران اعلام کرده بود. صادق خرازي،در توجیه نگارش این نامه گفته بود: ما براي اعتماد سازي اقدام به نگارش اين نامه كرديم. در سال 2003 ديوار بي اعتمادي بلندي ميان ايران و آمريكا وجود داشت و هر لحظه ممكن بود آمريكا به ما حمله كند(!)، به همين خاطر به پيشنهاد من دولت هشتم نامه اي به آمريكا نوشت و همراهي اش با برخي سياست هاي خاورميانه اي آمريكا مثل سازش در فلسطين و لزوم تبديل حزب الله لبنان به يك حزب سياسي و شفاف سازي فعاليت هاي هسته اي ايران را اعلام كرد.

     

    در سالهای بعد با شدت گرفتن انتقادات محمود احمدی نژاد از هولوکاست و رژیم صهیونیستی بسیاری از یاران دولت اصلاحات در مواضعی صریح اعلان کردند"هولوکاست مساله مانیست بلکه موضوع این است که سرزمین فلسطین اشغال شده وبایدراه حلی پیداکرد تاباکمترین خسارت این مشکل حل شود".

     

    وهمچنین "در ابتدای انقلاب،اجماعی در مورد مساله فلسطین در نظام صورت گرفت.

     

    طوری که قرار شد هرکجا این بحث پیش می‌آید همه باهم بگویند که مطابق هنجارهای بین‌المللی موافقیم که سرنوشت فلسطین راهمه ساکنان آن سرزمین اعم ازمسلمان، یهودی و مسیحی با رای خود تعیین کنند ولی دولت جدید شعارهای احساساتی داد و از این موضع نظام عدول کرد.»

     

    نادیده گرفتن نقش ام القری طی 16 سال دولت های سازندگی و اصلاحات در استکبار ستیزی و مبارزه با جهان سلطه و برخورد با این مفاهیم از سوی دولتها به عنوان مفاهیم منسوخ شده، در شرایطی که از دیدگاه امام (ره) ام القری باید الگوی عملی موفقی ارائه نموده تا سایر کشورهای اسلامی به آن اقتدا کنند، موجب شد تا به تبع ایران سایر کشورهای اسلامی نیز سکوتی در مقابل جنایات سلطه گران نظام بین الملل اتخاذ کنند و شاهد بودیم که علاوه بر سازش بسیاری از کشورهای با رژیم صهیونیستی و سکوت در برابر جنایات آنها، فضا برای سلطه گران چنان فراهم شد که پا را فراتر گذاشته و به افغانستان و عراق در جوار ما لشگرکسی کردند.

     

    گرچه در این دوره رفت و آمدها و کمک های معنوی دولت به جریان مقاومت قعطع نگردید، اما برخی نگرش های غرب گرایانه و دغدغه های روشنفکرانه ی خاتمی موجبات فراموشی دیپلماسی عمومی و حمایت های جدی از مستضعفان را در سطح جهان فراهم کرد. در این سالها چاپ کتاب، برخی برنامه های فرهنگی و معدود سخنرانی های خاتمی در انتقاد از نظام سلطه همه آنچه بود که به گونه ای رسمی از دولت اصلاحات منعکس گردید. حاکمیت نگرش زاویه دار با گفتمان امام و رهبری و فاصله گرفتن برخی انقلابیون سرسخت دیروز با مبانی اصیل دینی و گرایش به همکاری با نظام لیبرال دموکراسی از موانع جدی پیش پای سیاست صدور انقلاب در آن سالها بود. ادعای پایان عصر حرکات انقلابی اسلام گریانه مبتنی بر تفکرات امام خمینی(ره) و تلاش در جهت حفظ کشور در نظام مسلط لیبرال دموکراسی ادعایی بود که از سوی حامیان دولت در دفاع از سیاست دولت ارائه می گردید.


    شیدا بیدگلی
    1392/07/25 7:18 بعد از ظهر

    خدا لعنتش کنه

    پاسخ