<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

تاریخ ثبت: 1396/05/21 16:16

مطالب مرتبط
تبادل نظر آنلاین

ثبت

فریاد غلط کردم محمد نوری زاد را شاهزاده می شنود!؟

فریاد غلط کردم محمد نوری زاد را شاهزاده می شنود!؟ پس از انتخابات سال 1388 نقاب از چهره خیلی ها برکشیده شد. خیانت یک مسئله تدریجی است و آن را می توان در کلام رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی [حضرت امام خمینی (ره)] جستجو کرد، آنجایی که فرمودند: «ملاک حال افراد است». در چندسال اخیر عده ای از حامیان فتنه 88 تلاش کرده اند تا خود را در صف مخالفان ج.ا.ا جای دهند، اما مجموعه این تلاش ها تاکنون به نتیجه نرسیده و عجبا که این افراد در هیچ کدام

به گزارش ماهستیم؛ پس از انتخابات سال 1388 نقاب از چهره خیلی ها برکشیده شد. خیانت یک مسئله تدریجی است و آن را می توان در کلام رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی [حضرت امام خمینی (ره)] جستجو کرد، آنجایی که فرمودند: «ملاک حال افراد است».

 

در چندسال اخیر عده ای از حامیان فتنه 88 تلاش کرده اند تا خود را در صف مخالفان ج.ا.ا جای دهند، اما مجموعه این تلاش ها تاکنون به نتیجه نرسیده و عجبا که این افراد در هیچ کدام از جناح های سیاسی داخلی و خارجی جایی برای اظهار وجود پیدا نمی کنند. یکی از این چهره ها «محمد نوری زاد» است.

 

نوری زاد پس از انتخابات سال 1388 به صف حامیان فتنه پیوست و با چرخش 180 درجه ای در آراء و نظرات عملا به بلندگوی ضدانقلاب تبدیل شد؛ او که تا قبل از انتخابات سال 88 درباره آمریکای جنایتکار و ارزش ها و آرمان های نظام ج.ا.ا قلم می زد به یکباره به مخالفان تمام عیار نظام پیوست و در جهت عکس، قلم فرسایی خود را ادامه داد.

 

او تا قبل از سال 1388 در مجموعه نوشته هایی با عنوان «جهان پس از آمریکا» می نویسد: «همانگونه که آمریکا در طوفان های آخرالزمانی و در سیلاب عظیمی که به راه افتاده غرق خواهد شد، ما نیز اگر از اسلام و ولایت فقیه و حقیقت فاصله بگیریم و از کشتی نجات ولایت خارج شویم، غرق خواهیم شد و کسی وجود و بقاء ما را تضمین نکرده است».

 

چرخش 180 درجه ای نوریزاد در عقاید و آراء شخصی اگرچه مورد استقبال بسیاری از رسانه های ضدانقلاب قرار گرفت اما کمتر مورد قبول گروه ها یا سازمان های سیاسی قرار گرفت. در داخل کشور محمد نوریزاد اگر چه سنگ اصلاح طلبان و سران فتنه را به سینه می زد اما مورد حمایت آنها نیز قرار نگرفت. دامنه فعالیت ها و اقدامات نوریزاد علیه نظام ج.ا.ا روز به روز کمتر می شود.

 

خطر حذف نوریزاد از رسانه های ارتباط جمعی به نحوی جدی است که او این روزها خود را آماده یک عملیات انتحاری می کند. بستن کمربند حمایت از محمدرضا پهلوی و دیکتاتوری او در شرایطی که بسیاری از سطلنت طلبان خارج از کشور امیدی به ربع پهلوی ندارند کمتر از انجام عملیات انتحاری نیست!

 

محمد نوری زاد در تازه ترین نوشته خود در وب سایت شخصی اش می نویسد: « یک روز نشستم و از هر نظر آماری تهیه کردم از سلسله های پادشاهی و حکمرانی در ایران. و سهم هر یک را در این چند بخش واشکافتم: حفظ تمامیت ارضی، رواج جنگ ها و خونریزی های داخلی و خارجی، عیش و نوش ها و پروارگری های شخصی و طایفگی، فرهنگسازی و خرافه پروری، ترساندن و شاد کردن مردم، سنت سازی و سنت پروری، ساخت و سازهای شهری و کشوری، امنیت و آسایش مردم، رشد اقتصادی، رشد شعور ملی و زوالِ شعوری ملی، و…».

 

او در ادامه خود را آماده عملیات می کند و به صدق و راستی شاهان فاسد پهلوی گواه می دهد و می افزاید: « از دوره های دوری چون اساطیر و هخامنشیان و اشکانیان – که دانسته های ما از آنان اندک و ناپیداست – که بگذریم، تنها دوره و تنها پادشاهی که در ایران، بسیار بسیار بیش از دیگران، شریف است و شایسته ی غرور، دوره ی پهلوی و شخص رضا شاه کبیر است. در این آمارهمه جانبه، آنچه که دوره ی پهلوی و شخص رضاشاه را برکشیده، اَبَر دارایی ای چون عقل گرایی یافتم، و آنچه که ایران را در عصر جمهوری اسلامی بر زمین نشانده، اَبَرچاله ای به اسم فقه گرایی. من».

 

به جرات می توان گفت که درباره تمام فاکتورهایی که نوریزاد آن را در مطالعه به اصطلاح  آماری خود گنجانده است، [فارغ از اینکه او اصلا سواد تاریخی چندانی ندارد و تنها برای مقاصد سیاسی از واگویه های دیگران بهره برداری می کند] حکومت پهلوی از هر لحاظ جزو فاسدترین و خیانتکارترین جکومت ها در طول تاریخ ایران بوده است.


حفظ تمامیت ارضی: اعطای بخش هایی از خاک ایران توسط رضا شاه به شوروی سابق و واگذاری بحرین توسط محمدرضا شاه به دلایل واهی

رواج جنگ ها و خونریزی های داخلی: تک حزبی کردن سیستم سیاسی کشور و سرکوب صدای مخالفان به هر نحو ممکن توسط سیستم ساواک پهلوی

عیش و نوش ها و پروارگری های شخصی و طایفگی: فساد شخص محمدرضا پهلوی و افراد خانواده و درباریان

فرهنگسازی و خرافه پروری: رواج فرهنگ غرب، مبارزه با اسلام و دین زدایی از ملت مسلمان در حکومت پهلوی

 

./تمام