<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

اعتراض خوب و اعتراض بد

اعتراض خوب و اعتراض بد در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق اعتراض برای شهروندان در نظر گرفته شده است، براساس اصل بیست و هفت قانون اساسی تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است. پس چرا در ایران کمتر شاهد برپایی تظاهرات اعتراضی در فضای باز بوده ایم!!؟ در این گزارش به صورت خلاصه سعی می کنم به این پرسش جواب دهیم ....

به گزارش ماهستیم؛ اعتراض های اخیر در تهران، شیراز، گوهردشت کرج، کرمانشاه و برخی دیگر از شهرهای کشور آنچنان دور از انتظار نبود! در بسیاری از کشورهای جهان، مردم در یک چنین شرایطی به خیابان ها سرازیر می شوند و صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان می رسانند.

 

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق اعتراض برای شهروندان در نظر گرفته شده است، براساس اصل بیست و هفت قانون اساسی تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است. هیچ شکی نیست که مسئولان و مقام های سیاسی به این اصل از قانون اساسی اعتقاد دارند اما به نظر می رسد که شرایط کشور به گونه ای بوده که مانع از تحقق این اصل از قانون اساسی شده است.

 

پس چرا در ایران کمتر شاهد برپایی تظاهرات اعتراضی در فضای باز بوده ایم!!؟

 

حضور عناصر معاند و ضدانقلاب یکی از دلایل لغو مجوز برای برگزاری تظاهرات و اعتراض های خیابانی بوده است. در اکثر موارد این افراد با پوشش های مختلف به داخل جمعیت نفوذ کرده و با تحریک تظاهرکنندگان به تخریب اموال عمومی و شعارهای ساختار شکنانه اعتراض به حق هموطنان را به بیراهه می کشانند. در این باره می توان به اعتراض های دی ماه سال گذشته اشاره کرد که نمونه بارز فرصت طلبی ضدانقلاب بود.

 

عدم ورود جریان ها و احزاب سیاسی نیز یکی دیگر از عوامل دخیل در عدم برگزاری تجمع و تظاهرات اعتراضی در ایران بوده است. در حالی که مردم می خواهند صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند اما احزاب و جریان های سیاسی همچنان درگیر خود هستند. اینکه هیچ یک از دبیران کل احزاب در پی ناآرامی ها و اعتراض های خیابانی درخواست مجوز برگزاری تجمع نکرده اند، مصداق بارز نادیده گرفتن عامه مردم است.

 

شاید همین دلیل برای سر دادن شعار «اصلاح طلب، اصولگرا؛ دیگه تمومه ماجرا» کافی باشد؛ جای تامل است که چرا حتی یکی از جریان منسوب به اصولگرا درخواست برپایی تجمع اعتراضی نکرده است، آیا آنها نیز همانند جریان اصطلاح طلب درگیر خود و دنیا شده اند!؟

 

عامل دیگر در عدم برگزاری تجمع و اعتراض های خیابانی حساسیت بیش از اندازه کسانی است که نگران آینده انقلاب و نظام هستند. اگرچه دغدغه آنها از جنس یک سرباز وفادار به انقلاب و امام است اما در برخی از موارد به نظر می رسد که باید آستانه تحمل فراتر رود. شاید اگر شرایط برای برگزاری تظاهرات خیابانی با مجوز قانونی فراهم شود آنگاه خواهیم دید که مردم هم می توانند مسالمت آمیز صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند. البته که نیروی انتظامی توان مقابله با فرصت طلبان را دارد اما هنگامی که هتک حرمت [نظیر آنچه که در خوادث پس از انتخابات سال 1388 روی داد] صورت گیرد باید حق داد که هر مسلمانی عکس العمل نشان دهد.

 

به اعتقاد نویسنده چاره برگزاری یک تظاهرات مسالمت آمیز افزایش آستانه تحمل، ورود جریان های سیاسی و همچنین هوشیاری و آگاهی عموم هموطنان [1] از اهداف شوم فتنه گران و آشوب طلبان است؛ مادامی که تظاهرات های خیابانی به تخریب اموال عمومی و شعارهای ساختار شکنانه ختم شود نتیجه همان چیزی خواهد بود که در طول سال های گذشته شاهد آن بوده ایم.

 

تظاهرات و اعتراض برای بیدار کردن مسئولان و دست اندرکاران از خواب و چاره اندیشی برای حال و آینده کشور بسیار هم پسندیده و مورد احترام است اما زمانی که این جریان اعتراضی راه خود را گم کرده و به بیراهه رود ممکن است در نهایت به فروپاشی ساختار سیاسی و بروز ناامنی و جنگ و دخالت کشورهای دیگر منجر شود که مسلما هیچ فردی خواهان آن نیست!/تمام

 

 

 


[1] مردم باید به آن اندازه از هوشیاری و آگاهی رسیده باشند که تظاهرات را از خود بدانند، یعنی اینکه به فرصت طلبان اجازه بروز و ظهور ندهند و حتی با معرفی آنها علاوه بر حفظ جان افراد و اموال عمومی زمینه برگزاری یک تجمع و اعتراض مسالمت آمیز را تامین کنند.