<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

ناتوي عربي از حرف تا عمل

ناتوي عربي از حرف تا عمل پس از روي کار آمدن ترامپ ، سياست خارجي اين کشور در روش انجام و نه در هدف دچار تغييرات گسترده شد. انجام صريح و بدون تفکر توصيه ها و تحريک های رژيم صهيونيستی و برخي کشورهای عرب منطقه باعث شد تا در کنار تصميم های جهاني ترامپ که بنوعي نظم سياسی و اقتصادي جهان را بهم زده است، عبارت ناتوي عربي

 

به گزارش ماهستیم؛ پس از روي کار آمدن ترامپ ، سياست خارجي اين کشور در روش انجام و نه در هدف دچار تغييرات گسترده شد. انجام صريح و بدون تفکر توصيه ها و تحريک های رژيم صهيونيستی و برخي کشورهای عرب منطقه باعث شد تا در کنار تصميم های جهاني ترامپ که بنوعي نظم سياسی و اقتصادي جهان را بهم زده است، عبارت ناتوي عربي نيز گنجانده شود.

 

ترامپ که پس از پيروزي در انتخابات امريکا تمامي قوانين و معاهدات بين المللي را زيرپا نهاده و حتي يک طرفه از آن خارج شده اکنون ناکارآمدي آموزه هاي ليبراليزم را نيز به اثبات رسانده و يکبار ديگر برچسب ناسيوناليزم گرايي و رئاليسم را بر پيشاني سياست بين الملل چسبانده است. خروج از برجام، توافقنامه پاريس، يونسکو و ... نمونه هايی از اين مدعاست. از سوي ديگر و در دوردست ها سياست کاملا مداخله جويانه و جنگ افروزانه بود تا از اين راه بتواند سود سرشاري نصيب کارخانه هاي اسلحه سازي خود نمايد. يکي از اين تصميمات احياي "ناتوي عربي" بود که السيسي رييس جمهور مصر آن را در کنفرانس شرم الشيخ سال 94 مطرح کرده بود.

 

البته اين موضوع حداقل در گفتمان و تهييج رای به زمان اوبامای مودب و منطقي!!! برميگردد زماني که وي در آن کنفرانس گفت: «ثبات دراز مدت در منطقه مستلزم حضور نظامي آمريکاست، براي اين امر هم بايد همپيمانان ما در منطقه طوری آماده شوند که بدون تکيه به واشنگتن توان دفاعي خود را تقويت نمايند».

 

اما آيا تحقق چنين اتفاقي به اين سادگي ها ميسر است،چه موانعي بر سر راه تحقق اين رويا وجود دارد؟

 

علي رغم اينکه تحقق طرح ناتوي عربي يا MESA (ائتلاف راهبردي خاورميانه) با هدف اصلي درگيري با جمهوري اسلامي ايران، بشدت از طرف آمريکا، اسراييل و سعودي دنبال مي شود اما نبايد از موانع بزرگ آن غافل شد.

 


درگيري قطر و عربستان سعودي

اگرچه در گذشته و در برهه هاي گوناگون بدلايل مختلف اين دو کشور دچار خصومت موقت شده اند اما گويا اختلاف های چند سال اخير ميان اين دوکشور به اين راحتی ها قابل حل نباشد! اختلافات اين دو کشور ظاهرا زماني شروع شد که تميم بن حمد آل ثاني امير قطر هنگام سخنراني در مراسم پايان خدمت گروهي از سربازان اين کشور، از تروريستي خواندن حماس و حزب الله لبنام انتقاد کرده و ضمن حمايت از جنبش اخوان المسلمين، جمهوري اسلامی ايران را نيز عامل امنيت و ثبات منطقه عنوان کرد.

 



بدنبال انتشار اين سخنان و بازتاب آن، فضاسازي بر عليه قطر از طرف امارات و سعودي به گونه اي مي شود که قطر اين اظهارات را تکذيب و ناشي از هک شدن خبرگزاري رسمي اين کشور(قنا) اعلام مي کند؛ اما جوسازي ها سبب مي شود قطر سفراي خود را از عربستان، مصر، کويت، بحرين و امارات فرابخواند و اين کشورها نيز در اقدام تلافي جويانه سفراي خود را فراخوانده و شبکه الجزيره را فيلتر نمايند. کار به اينجا ختم نشد و حتي ميانجي گری ترامپ و طرف های غربی نيز نتوانست غائله را خاتمه دهد. شايد زياده خواهی هاي عربستان در بيان شروط بخشش قطر!! و البته عدم پذيرش اين شروط طرف قطري به نوعي بر آتش اختلاف افزوده است. اما آنچه مسلم است فعلا و حتي در آينده نزديک نه طرف قطري با عربستان زير يک بيرق سينه مي زند و نه عربستان اجازه می دهد در توافقات عربي که او رهبري اش را برعهده دارد قطر نقش بازی کند.

 


عدم وجود توان درگيري

واقعيت نظامی کشورهای عرب منطقه حاکي از اين است که از نظر توان نظامي و قدرت لجستيکی مجموع کشورهای حاشيه خليج فارس و مصر قدرت برخورد نظامي يا رويارويی با ايران را ندارند. براساس اعلام اطلاعات کسب شده از انستيتوی ديپلماتيک و استراتژيک، مجموع نيروهاي نظامي ايراني چيزي در حدود 545 هزار سرباز است که در مقابل کل کشورهای عرب حاشيه خليج فارس، 361 هزار سرباز دارند.

 

مايکل ناتس محقق امريکايي مسايل نظامي در اين باره مي گويد: «بدون شک ايران در اين عرصه بسيار بهتر عمل کرده است و در اين ميان مقامات عالی رتبه ی ايران هيچ ترسي از نيروي زميني عربستان ندارند. تقلاي سعودي براي مهار حوثي های يمني بعنوان يک گروه شبه نظامی و گرفتار شدن سعودی در باتلاق يمن نمونه اي از اين مدعاست. دليل ديگري که مي توان در اين خصوص ارائه داد اين است که براساس رتبه بندي موسسه گلوبال فايرپاور جمهوري اسلامي ايران در 50 فاکتور نظامي اعم از تنوع و ميزان تسليحات، موقعيت جغرافيايي، بودجه سالانه نظامي، نيروي انساني آماده به خدمت، منابع طبيعي،صنعت نظامي بومي و ... در ميان 136 کشور جهان بالاتر از رژيم صهيونيستي و عربستان و پاکستان و ... و رتبه 20 جهان قرار دارد.  

 


مشکلات اقتصادي کشورهاي عضو و هزينه های تشکيل چنين اتحاديه ای

مشکلات اقتصادی کشورهايی که داعيه عضويت در MESA را دارند بگونه ای است که بعيد بنظر مي رسد توان پرداخت هزينه ها و دردسرهای ناشی از تشکيل يک اتحاديه فعال نظامی را داشته باشند. براي اثبات اين مساله کافي است وضعيت دو عضو قدرتمند اين اتحاديه را بررسی نماييم.

 

يکي از کشورهای حاضر در اين پيمان هنوز منعقد نشده مصر مي باشد. مصر بعنوان يکی از کشورهای قديمي و سنتي جهان عرب هيچگاه مانند امروز اسير مشکلات اجتماعي و اقتصادي نبوده است. رشد روز افزون جمعيت، عدم برنامه ريزي دولت براي توسعه و خصوصي سازي و نفوذ بيش از حد نظاميان و ... از عوامل اين از هم پاشيدگي اقتصادی در مصر است. پنج محور گرداننده اقتصاد مصر هستند که صادرات مواد هيدرو کربن مثل نفت و گاز، عوارض عبور و مرور در کانال سوئز، صنعت توريسم، در آمد کارگران شاغل در کشورهای حاشيه خليج فارس و سرمايه گذاری هاي خارجی بايد اين کشور را از بحران نجات دهد اما واقعيت اين است که هر از چند گاهي اعتراضات و تظاهرات و اعتصابات اجتماعي و اقتصادی اين کشور را در برگرفته و بعيد است مصر وارد درگيری های نظامي شود که جز هزينه اقتصادی برايش چيزی ندارد.

 

شايد همگان تصور نمايند عربستان سعودي در اين ميان وضعيت بسيار بهتري از لحاظ اقتصادي داشته باشد اما واقعيت چيز ديگري است. سعودي اگرچه خريدهای بسيار کلان و هنگفت نظامي از امريکا و انگلستان و ديگر کشورهاي غربی دارد و اگرچه خود را وارد جنگ با مردم يمن نموده است اما عواقب و هزينه هايی که از اين بابت متحمل شده و اعتراضات و اختلافات خاندان سعودی از اين وضعيت را نبايد از نظر دور نمود.

 

روزنامه گاردين چندي قبل با اشاره به ورود اشتباه سعودي به جنگ با يمن که آنرا جنگ هزينه ها خوانده بود، نوشت: «جنگ هزینه ها بتدريج آثار زيان بار خود را در اقتصاد عربستان نشان خواهد داد، دو سوم جمعيت عربستان زير سي سال بوده و نرخ بيکاري براي جمعيت جوان عربستان 29 درصد است. اين در حالي است که 6 ميليون کارگر خارجی در اين کشور مشغول کار هستند».

 

90 درصد درآمدهای عربستان از کريدور نفت اين کشور است که و کاهش قيمت نفت اين مساله را به يک سياه چاله در اقتصاد اين کشور تبديل کرده است. ذخيره ارزی عربستان که روزگاري 700 ميليارد دلار بود به 65 ميليارد دلار کاهش يافته است و يکی از مهمترين دلايل آن خريد بي رويه تسلیحات نظامی برای جنگهايی است که بخاطر تصميمات غلط سران جوانان سعودی اتفاق افتاده است.

 

نيويورک تايمز چندی قبل در مقاله ای نوشت سعودی مانند فراری در اذهان عمومی نمايان مي شود که گويی مي تواند با ثبات در جاده ها رانندگي کند اما واقعيت اين است که اين کشور با مشکلات فراواني روبروست. به موارد اعلام شده شکست عربستان در ايجاد ائتلاف عليه يمن را هم اضافه کنيم چون عربستان در عمل به جز امارات نتوانست کشور ثالثي را براي جنگ با يمن با خود همراه سازد./تمام

 

 

قاسم احمدی_کارشناس ارشد مسائل سیاسی