<img src="//radar.bayan.ir/bb!b!yaali/rb.gif?nos&refx=aHR0cDovL3lhYWxpLmJsb2cuaXIvcG9zdC83OTEvJUQ4JUFBJUQ4JUI1JUQ5JTg4JURCJThDJUQ4JUIxJURCJThDLTIxNC0lRDglQUYlRDklODQlRDglQTctJUQ4JUE4JUQ4JUIzJUQ5JTg4JUQ4JUIyLSVEQSVBOSVEOSU4Ny0lRDglQjMlRDklODglRDglQjItJUQ4JUFBJUQ5JTg4LSVEQSVBOSVEOCVBNyVEOCVCMSVEOSU4NyVEOCVBNy0lRDglQTglREElQTklRDklODYlRDglQUY=" alt="" border="0">

لقب جدید رضا پهلوی +تصویر

لقب جدید رضا پهلوی +تصویر اپوزسیون خارج نشین بار دیگر با انگیزه های مالی و سیاسی کارزار جدید علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداخته است؛ هنوز یک ماه از عمر کارزار «نه به جمهوری اسلامی» نمی گذرد که برخی چهره های فعال در اپوزسیون می خواهند آن

به گزارش ماهستیم؛ اپوزسیون خارج نشین بار دیگر با انگیزه های مالی و سیاسی کارزار جدید علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداخته است؛ هنوز یک ماه از عمر کارزار «نه به جمهوری اسلامی» نمی گذرد که برخی چهره های فعال در اپوزسیون می خواهند آن را به نام خود یا جناح نزدیک به خود مصادره کنند! در همین رابطه می توان به علیرضا نوری زاده اشاره کرد.

 

از آنجا که رضا پهلوی کارنامه ی قابل دفاع در اپوزسیون خارج از کشور ندارد به ناچار حامیان او با داستان سرایی سعی دارند که او را شایسته رهبری جریان برانداز معرفی کنند. علیرضا نوری زاده در مقاله ی با عنوان «درسی که شاهزاده به ما داد» همین شیوه را دنبال کرده است.

 

علیرضا نوری زاده در بخشی از این مقاله می نویسد: «جمعه شب، ساعاتی پیش از به پایان رسیدن قرن چهاردهم باشاهزاده رضا پهلوی گپی جانانه داشتم. از نخستین دیدارمان در لندن ۳۹ سال می گذرد از آن پس بسیار بار به طور خصوصی و یا در رسانه‌های فارسی و عربی، با او به گفتگو نشسته‌ام. در دفتر مرکز پژوهش های ایران و عرب از شاهزاده استقبال کرده‌ام، باهم بر سر یک سفره نشسته‌ایم و هربار حس کرده‌ام اگر بخت یاور ملت ما باشد، رضا پهلوی را در هیأت پادشاه مشروطه، یا اگر اراده ملت بر نظام جمهوری سکولار دمکرات ملی قرار گرفت، در مقام رئیس منتخب مردم، ببینیم و از حضور این انسان ملی و به معنای واقعی دمکرات بهره مند شویم. وطن را دوباره خواهیم ساخت و آرزوی سیمین بانوی نازنین را تحقق می‌بخشیم».

 



خزعبلات نوری زاده به اینجا ختم نمی شود؛ او در ادامه با اشاره به نقش رضا پهلوی در اپوزسیون خارج از کشور لقب «ایران بان» را برای او برگزیده و می افزاید: « واژه ایران با را بر انتخاب می کنم، که در دل و جان می‌غلطد. در فردائی نه چندان دور به علت تشخصی که او [رضا پهلوی] در بین اقشار مختلف جامعه یافته است انتخاب ایشان به ایران بانی از همه گزینه‌ها محتمل تر است. حال فرض کنیم دو دوره چهار یا پنج ساله او ایران بان شود و بخشی از آرزوهای دیر و دورش را تحقق بخشد».

 

کارزار «نه به جمهوری اسلامی» علیرغم شعار اتحاد و همبستگی در اپوزسیون اما باعث تفرقه هم شده است؛ علیرضا نوری زاده هنوز هیچ چیز خبری نشده به سرکوب دیگر گروه ها و جناح های سیاسی پرداخته و آنها را به جهت خودخواهی و یکجانبه گرایی مورد شماتت قرار می دهد! نوری زاده در بخش پایانی مقاله خود به تمام گروه ها و جناح های سیاسی هشدار می دهد که مبادا عرصه را برای حضور رضا پهلوی تنگ کنند! او در این باره می نویسد: «حضور رضا پهلوی به مراتب دلپذیرتر از به قدرت رسیدن قلتش الدیوانی است که با عنوان رهبر جمهوری دمکراتیک خلق های ایران و یا رئیس شورایعالی خلق های ایران چون کوتوله خپل کره‌ای دمار از روزگار ملت درآورد!؟».

 

تعریف و تمجید علیرضا نوری زاده از رضا پهلوی بیشتر به سبب بهره برداری از منافع اقتصادی-سیاسی چنین کارزارهایی است؛ او همواره حمایت خود را از رضا پهلوی اعلام کرده و حتی یکبار در شبکه اجتماعی اینستاگرام نوشت: «سال ها پیش به رضا پهلوی گفتم اگر گزینه ملت ایران، جمهوری مردم سالار سکولار باشد، من دو دوره به ایشان رای می دهم و اگر مشروطه پادشاهی طرفداران بیشتری داشت، همراه مردم خواهم بود!».

 

هرچقدر که میزان مشارکت در کارزار «نه به جمهوری اسلامی» بالا رود به همان اندازه معرفی رضا پهلوی به عنوان لیدر این جریان می تواند جایگاه سیاسی او نزد مجامع غربی را ارتقا دهد.بنابراین علیرضا نوری زاده از یک سو مخاطبان را به مشارکت در کارزار دعوت می کند و از سوی دیگر رضا پهلوی را شایسته رهبری اپوزسیون می داند. نکته قابل تامل اینکه در کارزار هیچ برنامه و طرح مشخص برای براندازی تهیه و تدوین نشده و همه چیز در حد حرف و سخن است./تمام